تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد

«فتح خون»

 

 «آیا خلیفه و جانشین شما نزد شما مقرب تر است یا فرستاده ی (خدا برای) شما؟»(1) این سخن، سخن"حَجّاج" -استاندار خونخوار کوفه- در زمان خلافت "عبد الملک"(پنجمین خلیفه بنی امیه) است! مقصود حجاج از این جمله، آن بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها یک پیام آور از جانب خدا بود، در حالی که عبد الملک خلیفه ی خدا بر روی زمین است!

 

سپس حجاج، طغیان را به این حد رسانید که دستور داد اهل شام به جای حج در مکه و طواف به دور خانه خدا، به بیت المقدس بروند و احرام ببندند و گرد صخره‌ای در بیت المقدس طواف کنند و از احرام درآیند.(2) اما به راستی چه شد که مسلمانان تا به این حد سقوط کردند؟

 

دقت در تاریخ روشن می‌سازد که تا قبل از حکومت معاویه، مرکز حکومت اسلامی مدینه بود و مسلمانان کشورهای اسلامی در آنجا بعضی از صحابه و تابعین را می‌دیدند و می‌توانستند از ایشان چیزهایی را درباره عقائد و احکام اسلامی بشنوند. اما معاویه مرکز حکومت را شام قرار داد و اهل شام را چنان بار آورد که به جز انجام نماز و روزه، چندان فرقی بین حکومت او و حکومت قیصرهای قبل از او نمی‌دیدند.

 

لذا او در مدت چهل سال حکومت بر شام، توانسته بود تا اهل شام را آن چنان که میخواهد به دور از اسلام پرورش دهد؛ تا آنجا که عدهای از اهل شام تنها بنی امیه را خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌دانستند. صحابه نیز نتوانستند برای رفع این نادانیها کاری انجام دهند. حتی معاویه توانست کاری کند که نگذارد امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم با نود هزار مرد جنگی به شام برسد. اما سید الشهدا (علیه السلام) با سر بریده خود و یارانش، شام را فتح کرد و آنرا دگرگون نمود ...

 

معاویه مسلمانان را چنان تربیت کرده بود که دینداری را در اطاعت محض از خلیفه ی وقت می‌دانستند. یکی از نتایج اعتقاد به این که "هرچه خلیفه می‌گوید دین است و دین آن است که خلیفه می‌گوید"، در زمان یزید مشخص شد. زمانی که یزید ارتش خود را برای جنگ با عبد الله بن زبیر(3) به مکه فرستاد، سپاهیان او همان کعبه را که قبله یشان بود و رو به آن می‌ایستادند و نماز می‌خواندند، با منجنیق به توپ بستند!

 

پس، از یک طرف اطاعت مسلمانان از خلیفه به این حد رسیده بود و از طرف دیگر، یزید کسی بود که خیال می‌کرد بعد از شهادت سید الشهدا (علیه السلام)، همه چیز اسلام تمام شده است و دیگر کسی نیست تا در مقابل او بتواند قیام کند. لذا در آن مجلسی که سر مطهر امام حسین (علیه السلام) را آوردند، یزید سرمست از باده ی پیروزی و غرور، حقیقت عقیده خود را با خواندن اشعار یکی از مشرکین در هنگام شکست مسلمانان در جنگ احد که به عنوان فتح نامه برای کفارقریش و اصحاب ابوسفیان سروده بود، این چنین عقیده خویش را بازگو نمود:

«ای کاش بزرگان قومم از قریش که در جنگ بدر کشته شدند (مانند عتبه، شیبه، ولید، ابوجهل و ...)(4) در اینجا حاضر بودند و مشاهده میکردند چگونه طایفه ی خزرج که یاور رسول الله بودند، از شمشیرهای قریش به جزع و افغان آمده اند.»

 

 در این مجلس که اشراف شام و دیگر افراد سرشناس دعوت شده بودند، خود یزید هم چند بیت به این اشعار اضافه کرد:

« تا از دیدن این صحنه شادی کنند و بگویند :«یزید دستت درد نکند که از بنی هاشم انتقام گرفتی. ما از این قوم، بزرگان و مردان شاخص آنان را کشتیم و انتقام روز بدر را گرفتیم و حساب گذشته ی خود را با آنان برابر کردیم.

بنی هاشم با ملک و سلطنت بازی کردند؛ نه خبری از آسمان آمد و نه وحیی نازل شد. من از نسل عُتبه(5) نیستم اگر از فرزندان احمد و آنچه انجام داده انتقام نگیرم.»(6)

 

این، ثمره خون مطهر امام حسین(علیه السلام) بود که سبب شد تا یزید این چنین کفر پنهان خود را آشکار کند. بنابر این سید الشهدا (علیه السلام) با سر بریده ی خود و یارانش، شام را فتح کرد و پیام اسلام واقعی را پس از سالها به شام رسانید. در نتیجه شام دگرگون شد و یزید مجبور شد تا خاندان پیامبر را پس از اسیری، با احترام بسیار به مدینه بازگرداند.

 

در کنار این، از مهم ترین آثار قیام سید الشهدا(علیه السلام) آن است که قداست خلافت شکسته شد و این توهم جاهلانه را که مسلمانها خیال میکردند اطاعت از خلیفه عین دین است و خلفا را مهم تر از پیامبر میدانستند، باطل نمود. تا دیروز مردم فسق و بدی را در مخالفت با خلیفه می‌دانستند، اما این قیام سید الشهدا (علیه السلام) بود که پرده جهالت را از مقابل چشمان مردم زدود و به آنان نشان داد که خلیفه، خود مرکز همه فسقها و فجورها و بدیهاست. لذا به دنبال آن، مردم در همه ی نقاط سرزمین اسلامی بیدار شدند و بپا خاستند. اولین شورش در مدینه آغاز شد که آن را واقعه ی "حره" می‌نامند. دومین شورش در مکه اتفاق افتاد. سومین شورش، شورش چهار هزار نفری توابین بود. سپس قیام مختار روی داد و خلاصه، شورشها یکی پس از دیگری، برپا شد تا خلافت بنی امیه سرنگون گردید.

 

همچنین شهادت امام حسین(علیه السلام)سبب شد تا در کنار گروهی از مسلمانان که خویش را پیروان مکتب خلفا می‌دانستند، گروهی دیگر از مسلمانان بیدار شوند و اسلام را از منبع اصیل آن، یعنی اهل بیت (علیهم السلام) بگیرند. آری نتیجه ی این شهادت، احیای اسلام بود!

(برگرفته از کتاب «نقش ائمه در احیای دین، جلد 16 » تالیف: علامه سید مرتضی عسکری(ره))

 

سایت رشد فرا رسیدن اربعین شهادت

شهید راه احیای دین و کشته راه حق مبین،

امام حسین بن علی (علیه السلام)

و اصحاب گرانقدرشان

را به تمامی مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می گوید.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 


پاورقی ها:

1- عقد الفرید، جلد 5، صفحه 286-285

2- تاریخ یعقوبی، جلد 2، صفحه 261

3- پسر زبیر (از صحابیان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)) که پس از شهادت سید الشهدا(علیه السلام) بر علیه یزید در مکه شورش نمود.

4- از اقوام یزید و سران مشرکین در جنگ بدر

5- پدر بزرگ مادری یزید و از سران مشرکین در جنگ بدر

6- ابن اعثم، خوارزمی و ابن کثیر (ار علمای اهل سنت) نقل کرده اند که وقتی یزید با سر اباعبدالله (علیه السلام) رو به رو شد، این شعر را خواند. (فتوح ابن اعثم، جلد 5، صفحه 241- تاریخ ابن کثیر، جلد 8، صفحه 192- مقتل خوارزمی، جلد 2، صفحه 48و ...)

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 7:35  توسط سید محمد سید بحری  | 
« صدقه پنهانی »
قرآن کریم بارها درباره بخشش به مستمندان، تأکید کرده و به مسلمانان تعلیم داده است که این بخشش باید به خاطر خدا باشد. لذا نباید بر گیرنده صدقه منتی نهاده شود که منت نهادن و یا آزار کردن مستمند، اجر صدقه را ضایع می‌سازد. به عنوان نمونه، خداوند در آیه 264 سوره بقره می فرماید:"اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد..."(1)
اما بخشش به مستمندان چگونه باشد بهتر است؟ خداوند در آیه 271 سوره بقره، می‌فرماید: "اگر انفاقها را آشكار كنيد، خوب است! و اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد، براى شما بهتر است!..."(2)
علی بن عیسی از ابن عایشه روایت می‌کند که او گوید: از مردم مدینه شنیدم که می‌گفتند: "ما صدقه پنهانی را هنگامی از دست دادیم که علی بن الحسین (علیه السلام) درگذشت."(3)
در مدینه چندین خانوار بودند که امام سجاد (علیه السلام) به معاش آنان می‌رسید و نمی‌دانستند که این کمک از کجاست. چون آن حضرت به جوار پروردگار رفت، آن کمکها بریده شد.(4)
ابن سعد (از علمای بزرگ اهل سنت) می‌نویسد: چون مستمندی به نزد او می‌آمد، بر می‌خاست و حاجت او را روا می‌کرد و می‌گفت: "صدقه پیش از آنکه به دست سائل برسد، به دست خدا می‌رسد."(5)
امام علی بن الحسین (علیه السلام)، پسر عموئی مستمند داشت. شب هنگام به طوری که او را نشناسد، نزدش می‌رفت و چند دینار به او می‌بخشید. آن مرد می‌گفت: علی بن الحسین(علیه السلام) رعایت خویشاوندی را نمی‌کند، خدا او را سزا دهد. امام این سخنان را می‌شنید و شکیبائی و بردباری می‌کرد و خود را به آن مرد نمی‌شناساند. چون امام چهارم به دیدار خدا رفت، آن احسان از آن مرد بریده شد و در این هنگام بود که دانست که آن مرد نیکوکار، علی بن الحسین (علیه السلام) بوده است. پس بر سر مزار او رفت و گریست ...(6)
ابونعیم (از علمای قدیمی اهل سنت)، می‌نویسد: چون مستمندی به نزد آن حضرت می‌آمد، امام (علیه السلام) خطاب به او می‌فرمود: "مرحبا به کسی که توشه مرا به آخرت می‌برد."(7) لذا چون به جوار حق شتافت، مردم دانستند که هزینه صد خانوار را عهده دار بوده است. (8)
هنگامی که آن حضرت روزه می‌گرفت، گوسفندی قربانی می‌نمود. هنگام عصر بر سر دیگ می‌رفت و می‌گفت: "این ظرف برای فلان خانه و این ظرف را برای فلان خانه ببرید." سپس خود با نان و خرما افطار می‌کرد.(9)
آری! امام (علیه السلام) برای خدا و تحصیل رضای پروردگار، این چنین می‌نمود و خداوند نیز حرمت و حشمت او را در دیده بندگان خود می‌افزود. دشمنان وی می‌خواستند که قدر او پنهان ماند و کسی او را نشناسد؛ اما به رغم خواسته آنان، شهرت او بیشتر گشت؛ چرا که خورشید را نمی‌توان با گِل آغشته نمود و مُشک را هرچند در ظرفی بسته نگه دارند، بوی خوش آن دماغ‌ها را معطر خواهد کرد ...
(برگرفته از کتاب "زندگانی علی بن الحسین (علیه السلام) تألیف: مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی)
وبلاگ یا حسین کاشان فرارسیدن 25 ماه محرم، سالروز شهادت
مظهر سخاوت و تجلی کرامت،
امام علی بن الحسین(علیه السلام)
را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می گوید.

پاورقیها:
1- "يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذى كالذي ينفق ماله رئاء الناس و لا يؤمن بالله و اليوم الآخر فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون على شي‏ء مما كسبوا و الله لا يهدي القوم الكافرين "(سوره بقره، آیه 264)
2- "ان تبدوا الصدقات فنعما هي و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم و يكفر عنكم من سيئاتكم و الله بما تعملون خبير"(سوره بقره، آیه 271)
3- کشف الغمه، جلد 2، صفحه 78 و 101 – مناقب، جلد 4، صفحه 153- صفوة الصفوة، جلد 2، صفحه 54
4- ارشاد، جلد 2، صفحه 148- کشف الغمه، جلد 2 صفحه 77 و 92- مناقب، جلد 4، صفحه 153- خصال، صفحه 616- اعلام الوری، صفحه 262
5- طبقات، جلد 5، صفحه 160
6- کشف الغمه، جلد 2، صفحه 107- حلیة الأولیاء، جلد 3، صفحه 140
7- صفوة الصفوة، جلد 2، صفحه 54- حلیة الأولیاء، جلد 3، صفحه 136- طبقات، جلد 5، صفحه 164
8- بحار الأنوار، جلد 46، صفحه 72
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 12:5  توسط سید محمد سید بحری  |