تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد

باسمه تعالی

 
 
« امام و پیرو »
 
آدمی چون در راه دفاع از رسالت، در شعاع شخصیت و رفتار پیشوایش قرار گرفت و در او آمیخت و از او دفاع کرد و در احترام به او و اخلاص در برابرش کوشید، تبدیل به "شایسته ترین الگو برای دیگران" می‌گردد.
به طور مثال امیرالمومنین (علیه السلام) زیباترین نمونه از راهی بود که مسلمانان می‌توانند همانند آن با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار کنند و این موضوع مهمی است. زیرا که مردم می‌توانستند از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بسیاری از کارها پیروی کنند؛ جز در یک کار و آن نحوه رفتار با ایشان و شکل دفاع و پیروی از آن حضرت بود. گاهی عده‌ای صدایشان را از آن حضرت بلندتر می‌کردند و خود را بر ایشان مقدم می‌شمردند و مانند همدیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نیز صدا کرده و با وی سخن می‌گفتند.
لذا آنان نیازمند اسوه‌ای عملی بودند و امیرالمومنین (علیه السلام) همان اسوه بود که به مردم آموخت تا چگونه با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار کنند و چگونه احترام ایشان را نگه دارند. مردم به چشم خویش دیدند که او چگونه جان خود را در شب هجرت با خوابیدن در بستر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خطر انداخت و دیدند که چگونه در جنگها از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دفاع می‌کرد و چگونه در وجود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ذوب شده بود و جانفشانی می‌کرد. بر این اساس اگر علی (علیه السلام) و این طرز رفتارش نبود، هرگز مسلمانان نمی‌دانستند که چگونه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار کنند.
به راستی که امیرالمومنین (علیه السلام) تجلی شخصیت، اخلاق و علم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و نشانه‌ای از درستی نبوتش و پیشتازی در دفاع از رسالتش ...
و حضرت عباس (علیه السلام) نیز نسبت به برادر، امام و حجت خدا در زمانه اش و فرزند پیامبر خدا، حسین (علیهم السلام) چنین بود.
عباس (علیه السلام) فقیهی از فقیهان اهل بیت (علیهم اسلام)بود. او رهبری شجاع و مهمان نوازی کریم و عابدی زاهد و در نتیجه شخصیتی از هر جهت کامل به شمار می‌آمد؛ ولی در شخصیت امام زمانش، سید الشهدا (علیه السلام) ذوب شده بود و در فرمانبری از او و خلوص در برابرش می‌کوشید و به این سان مردم پی می‌بردند که چگونه باید با امام خویش رفتار کنند. عباس (علیه السلام) با عمل خود جایگاه امام حسین (علیه السلام) را به مردم شناساند؛ چرا که بیشر مردم کسی در میانشان نبود تا به وسیله او جایگاه امامان معصوم و جایگاه ولایت ایشان را بشناسند.
او هرگز برادرش حسین (علیه السلام) را برادر خطاب نکرد؛ بلکه این گونه آن حضرت را می‌خواند: "یابن رسول الله، سرورم، مولایم"، و جز به احترام بسیار، امام خود را صدا نزد.
قمر بنی هاشم (علیه السلام)، هرگز بدون اجازه در کنار امام حسین (علیه السلام) نمی‌نشست و پس از کسب اجازه مانند عبدی خاضع، دو زانو در برابر امامش قرار می‌گرفت.
وفای او نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) به غایت زیاد و زبانزد بود. تا آنجا که امام صادق (علیه السلام) در زیارتش می‌فرماید: "خدای پاداشت دهد؛ برترین پاداش و بیشترین پاداش و فراوان ترین پاداش و ماندنی ترین پاداشی که به کسی از پایداران بر بیعتش و پاسخ دهندگان دعوت و فرمانبران ولی امرش می‌دهد ..."
آری، همه مردم به شایستگی امامت نمی‌رسند، اما همه مردم با امام در ارتباطند و ابوالفضل العباس (علیه السلام) بهترین راه را در دفاع از دین، اهل بیت رسالت (علیهم السلام) و رهبر الهی -که خداوند اطاعت و پیروی و دفاع از او واجب کرده است-، نشان می‌دهد. این درس بزرگی است که از ابوالفضل (علیه السلام) می‌آموزیم.
 
بیاییم اینک که در تاسوعای حسینی قرار گرفته ایم، بیندیشیم که ما تا چه میزان در زندگی خود به عباس (علیه السلام) اقتدا می‌کنیم؟ آیا حقیقتا جایگاه امام زمان خویش را می‌شناسیم و در دفاع همه جانبه از او می‌کوشیم؟ و یا این که در پیچ و خم زندگی امروز، امام خویش را فراموش کرده ایم و دست از یاری او کشیده ایم؟
سلام خدای بر تو‌ای ابوالفضل عباس (علیه السلام) روزی که برای دفاع از حسین (علیه السلام) زاده شدی و روزی که در راه اسلام و در زیر پرچم حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدی و آنگاه که با حسین (علیه السلام) زنده شوی. سلام خدا و مهر و برکاتش بر شما باد ...
«برگرفته از کتاب "عباس یاور حسین (علیهم السلام)" تالیف آیت الله سید محمدتقی مدرسی (با اندکی تصرف و تلخیص)»
 
وبلاگ یا حسین کاشان ، تاسوعای حسینی
یادبود آموزگار ادب و مدافع مقام ولایت، شهید مظلوم
حضرت عباس بن علی(علیهم السلام)
را به تمامی مسلمانان جهان، خصوصا شما دوست گرامی تسلیت می‌گوید.
 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 10:18  توسط سید محمد سید بحری  | 

باسمه تعالی

 
 
«بر تو امید بسته ام»
 
داشـتـن تـکـیـه گـاهـى قـدرتـمـنـد و اسـتـوار در شـدایـد و حـوادث، عـامـل ثـبـات قـدم و نـهـراسـیـدن از دشـمـنـان و مـشـکـلات اسـت.توکل، تکیه داشتن بر نیروى الهى و نصرت و امداد اوست.قـرآن کـریـم دستور مى دهد که مؤمنان تنها بر خدا تکیه کنند و در روایات اسلامى آمده است که هر کسی به غیر خدا اتکاء و پشت گرمى داشته باشد، خوار و ضعیف مى شود.
امـام حـسـیـن (علیه السلام)در آغـاز حـرکـت خـویـش از مـدیـنـه، تـنـهـا بـا تـوکـّل بـر خـدا ایـن راه را بـرگـزیـد و هـنـگـام خـروج از مکه به سوى کوفه، اگر چه براى پاسخگویى به دعوتنامه هاى کوفیان، آهنگ آن دیار کرد؛ ولى باز هم تکیه گاهش خدا بود؛ نه نامه‌ها و دعوت هاى مردم کوفه.ایـن روحیه توکل بر خدا، هم در آغاز بیرون آمدن از مدینه در وصیت نامه اش به محمد حنفیه به چـشـم مـى خـورد، هـم در واپـسـیـن لحـظـات حـیـات در قـتـلگـاه.تـوکـّلى مداوم در طـول ایـن راه و حتی در اوج شـدایـد و بـحـرانـهـاى پـیـش آمـده ...در عـیـن حال، همه مقدّمات لازم و تمهیدات شایسته را نیز در جریان نهضت فراهم ساخته بود تا توکلش جـداى از عـمـل و اسـتـفـاده از امـکـانـات در راه هـدف نـبـاشـد و ایـن اسـت مـفـهـوم راسـتـیـن توکل.
امـام حـسـیـن (علیه السلام)بـه هـمـیـن جـهـت نـیـز وقـتـى مـیـان راه، خـبـر بـى وفـایـى مـردم و شـهـادت مـسـلم بـن عقیل(سفیرش در کوفه) را شنید، باز نگشت و چون در انجام تکلیف، توکلش بر خدا بود، راه را ادامه داد.در طول راه نیز در برخورد با ضحّاک بن عبدالله مشرقى، وقتى وى آمادگى کوفیان را براى جنگ با او اعلام کرد، تنها پاسخ امام این بود: "خدا براى من بس است وخوب پشتیبان وتکیه گاهى است."(1)
حـتـى تـوکـّلش بـر یـاران هـمـراه هم نبود. از این رواز آنان خواست که هر کسی مى خواهد، بر گـردد. بـا ایـن تـوکـّل بـود کـه هـیـچ پـیـش آمـدى در عـزم او خلل وارد نمى کرد. در وصیتى که به برادرش محمد حنفیه در آغاز حرکت از مدینه داشت، ضمن بیان انگیزه و هدف خویش از این قیام، در پایان فرمود: "توفیق من جز به واسطه خداوند نیست، بر او تکیه کردم و به سوی او باز می‌گردم."(2)در یکی دیگر از مـنازل میان راه، در یـک سخنرانى که خطاب به اصحاب خود و سربازان حرّ انجام داد، ضمن انـتـقاد از پیمان شکنى کوفیان و نیرنگ آنان که به او نامه نوشته بودند، فرمود: "خداوند مرا از شما بی نیاز خواهد نمود."(3) و از نصرت آنان اظهار بى نیازى کرد و چشم به خداوند دوخت.
صبح عاشورا با شروع حمله ی دشمن به اردوگاه امام (علیه السلام)، آن حضرت در نیایشى به درگاه خدا، این اتّکال و اعتماد به پروردگارش را در هر گرفتارى و شدّت و پیشامد سخت، چنین بیان کرد:"خداوندا! تو تکیه گاه من در هر محنتی و تو امید من در هر شدتی و تو پشت گرمی و وسیله من در هر پیشامد هستی."(4) و خـدا را، هـم بـعـنـوان عـامل پشت گرمى واطمینان نفس )ثقه( و هم نیروى حمایتگر و پشتیبان خویش )عـُدّه (خـوانـد.
همچنین امـام حـسـیـن (علیه السلام) در سخنرانیهاى دیگرى که خطاب به سپاه کوفه داشت، با تلاوت آیاتى کـه مـتـضـمـن ولایـت و نـصـرت الهـى نـسـبـت بـه صـالحـان اسـت، تـوکـل خـویـش را بـر خـدا، این گونه ابـراز نـمـود: "بدرستى که ولى من خداست، آن کسى که کتاب را فرو فرستاده است و او ولایت صالحان را دارد"(5)و در خـطـبـه اى در روز عـاشـورا، جـمله: "همانا من بر خداوند که پروردگار من و شماست، توکل نمودم."(6)را بیان کرد که شاهد دیگرى بر این روحیه و باور است.
ایـن خـصلت برجسته در آخرین لحظات حیات امام (علیه السلام)نیز همراه اوبود:
 وقتى چهره اش از شوق شهادت بر افروخته شد، خسته و تشنه، از جنگ ایستاد تا دمى بیاساید. تـیـرى بـر سـیـنـه اش نـشـسـت و خـون آن قلب رئوف و شجاع، فوران زد. آنگاه تـوانش بـه پایان رسید و همچون نگینى بر زمین افتاد. سید الشهدا (علیه السلام) همچنان در آخرین لحظات زندگی و در مـنـاجـاتی بـلنـد و عـارفـانـه بـا مـعـبـود خـویـش، از ایـن توکل بر ذات قادر متعال دم می‌زد: "با ناتوانى از تو یارى مى خواهم و بر تو، توکل مى کنم؛ در حالى که تو را کافى مى دانم ..."(7)
و بدین سان، این قلب متوکل و مطمئن از کار ایستاد، تا قلبهاى جهانیان را به تپش و حرکت به سمت معبود وا دارد.
 
(برگرفته از کتاب "پیامهای عاشورا تالیف: حجة الإسلام جواد محدثی)
 
وبلاگ یا حسین کاشان  فرا رسیدن عاشورای حسینی، سالروز شهادت
پیشوای متوکلان و مقتدای آزادگان،
سیدالشهدا، امام حسین بن علی(علیه السلام)
 و یاران با وفایش
را به تمامی آزادگان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می‌گوید.
به همین مناسبت، سایت رشد چند  پشت زمینه طراحی نموده و تقدیم می نماید. در صورت تمایل می توانید با کلیلک بر روی عکس مورد دلخواه، آنرا دریافت نمائید.
 
 
   
 
   
 

پاورقی ها:
1-      " حسبى اللّه و نعم الوکیل" (موسوعة کلمات الامام الحسین، صفحه 378)
2-      "ما توفیقى الّا بالله، علیه توکلت والیه انیب " (بحار الانوار، جلد 44، صفحه 330)
3-      " و سیغنى اللّه عنکم" (موسوعة کلمات الامام الحسین، صفحه 361)
4-      " اللّهم انت ثقتى فى کل کرب و انت رجائى فى کل شدّة و انت لى فى کل امر نزل بى ثقة و عدّة ..."(ارشاد شیخ مفید، جلد 2، صفحه 96)
5-      " انّ ولییى اللّه الّذى نـزّل الکـتـاب و هـو یـتـولى الصالحین " (سوره اعراف، آیه 196)
6-      "انّى توکلت على اللّه ربّى و ربّکم" (بحار الانوار، جلد 45، صفحه 9)
7-      " استعین بک ضعیفا و اتوکل علیک کافیا" (اقبال الأعمال، صفحه 690)

,

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 10:16  توسط سید محمد سید بحری  | 

«قرآن و انجیل» 

قرآن تاکید می‌کند که عیسی پیام آوری از جانب خدا است و انجیل در ردیف کتب تورات، زبور و قرآن است. لذا از مسلمانان می‌خواهد که به کتاب‌هایی که خدا به موسی و داود و عیسی و سایر انبیا فرو فرستاده، ایمان داشته باشند.

بی شک قرآن، انجیل را از کتب الهی می‌داند و در آیات متعددی از قرآن کریم، از انجیل به عنوان کتابی آسمانی سخن رفته است و پذیرش حقانیت آن از سوی مسلمانان از شروط ایمان دانسته شده است. لذا تورات و انجیل نزد مسلمانان تقدس و حرمت فراوان دارد و در برخی ادعیه به آن سوگند یاد شده است.(1)

قرآن در یکی از توصیفاتش از انجیل چنین بیان می‌کند:

"و به دنبال آنها (پیامبران پیشین‏)، عیسى بن مریم را فرستادیم در حالى که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود، تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود و (این کتاب آسمانى نیز) تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق مى‏کرد و هدایت و موعظه‏اى براى پرهیزکاران بود."(2)

بر این اساس مشاهده می کنیم که قرآن کریم انجیل را در بردارنده ی "هدایت"، "نور" و "مواعظی برای اهل تقوا" دانسته است.

اما تاریخ مسحیت نشان می‌دهد که مسیحیان به انجیلی واحد که همه ی الفاظ آن برگرفته از وحی باشد باور ندارند(3) و نزد آن‌ها اناجیل چهارگانه در آغاز عهد جدید معتبر است. لذا این پرسش همواره مطرح بوده که مراد قرآن کریم، عمل به کدام انجیل است؟

حقیقت این است که مسیحیان، این اناجیل را نوشته ی انسان‌ها می‌دانند، هرچند که بر اساس معیار‌های کلامی خویش به آن ارزش الهی می‌دهند. آنان معتقدند که این کتاب پس از حضرت عیسی و برای بیان رسالت وی تنظیم شده است.(4)

بنابر این، بر خلاف باور قرآن کریم، هرگز به ذهن یک مسیحی خطور نمی‌کند که مسیح دارای کتابی بوده است و این مسئله برای مسیحیان گوئی موضوعی بدیهی است. این نکته را نیز باید مد نظر داشت که در تمام چهار انجیل، یک سطر عبارت منسوب به وحی وجود ندارد. با این وجود، برخی مسیحیان معتقدند که اناجیل با الهام الهی نگارش یافته، ولی برای این ادعا دلیلی ذکر نمی‌کنند.(5)

اناجیل چهارگانه‌ای که امروزه اصطلاحا از آن‌ها به عنوان اناجیل رسمی یا مشروع یاد می‌شود، چهار کتاب از انجیل‌های متعددی است که در دو قرن آغازین میلادی در بین مسیحیان نخستین مورد استفاده بوده است. امروزه سخن راندن از همه ی انجیل‌های رایج آن دوره چندان مورد پسند کلیسا، مخصوصا کلیسای کاتولیک، نیست؛ اما در بعضی رسایل الحاقی عهد جدید اشاره‌ای به وجود چنین اناجیلی شده است.(6)

با اینکه نسخه‌های خطی حدودا 1600 ساله از عهد جدید فعلی در کتاب خانه‌ها و موزه‌های مهم جهان نگهداری می‌شوند، اما نمی‌توان گفت که منظور قرآن از انجیل، کدام کتاب است زیرا همانطور که گفته شد بین انجیلی که مسلمانان و مسیحیان به آن اعتقاد دارند، تفاوت‌های آشکاری وجود دارد.

اما به اعتقاد مسلمانان، تا روزگار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برخی از روحانیان حقیقت جوی مسیحی، نسخه هایی از انجیل دیگری را در دست داشتند و مدلول آیات قرآنی نیز ناظر بر همین انجیل راستین بوده است.(7) لذا در قرآن و در جاهای دیگر، بارها مسیحیان به ایمان و عمل به انجیل فراخوانده شده اند و در آیاتی از قرآن برای اثبات یا توضیح روند ادیان ابراهیمی، به تورات و انجیل که در دسترس اهل کتاب بوده، بارها اشاره شده و حتی پیروان دین یهود و مسیحیان بدان ارجاع داده شده اند.

همچنین مطابق تعالیم آسمانی، کتب الهی به هیچ طریقی نباید با یکدیگر تفاوت داشته باشند، زیرا مطالب آن از یک منبع مشترک بهره می‌برند. برای همین مسلمانان بر این عقیده‌اند که علت تفاوت کتاب ‌مقدس با قرآن این است که کتاب‌مقدس در طول زمان دچار تغییر شده است.

(برگرفته از کتاب "اسلام آیین برگزیده"، تالیف: علیرضا مسجد جامعی)

 

سایت یا حسین کاشان ، فرا رسیدن سالروز میلاد

عبد برگزیده پروردگار و پیامبر بزرگ الهی،

حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام)

را به تمامی جهانیان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

 

 

با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد


پاورقی ها:

 

1- مثلا در دعای اعمال شب عرفه که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، می‌خوانیم : "و بحق تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و فرقان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ..." (مفاتیح الجنان، ذیا اعمال شب عرفه)

2- سوره مائده، آیه 46. علاوه بر این، در قرآن کریم توصیفات دیگری هم از انجیل وجود دارد، به عنوان نمونه می توانید به سوره آل عمران، آیه 3و4 و سوره حدید، آیه 27 مراجعه نمائید.

3- به عنوان مثال فیلیسین شاله محقق فرانسوی می‌گوید: "در هر صورت این‌ها (انجیل ها)، از ساخته‌های بشری اند و ممکن نیست آنها را کلام خدا دانست." (تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ترجمه منوچهر خدایار محبی، صفحه 411 - بنیادهای مسیحیت، تألیف: کارل کائوتسکی، ترجمه عباس میلانی، صفحه 33)

4- یعنی در اسلام پیامبر مبین قرآن است، ولی در مسیحیت اناجیل مبین عیسی(علیه السلام) هستند. (آشنایی با ادیان بزرگ، صفحه 137) یعنی در اسلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)جملات قرآن را برای فهم مردم توضیح می‌دهد و بیان کننده ی مفاهیم عمیق قرآن می‌باشد، اما در مسیحیت، انجیل بیان کننده ی زندگی حضرت عیسی و سخنان ایشان است.

5- کلام مسیحی، تألیف: توماس میشل ، صفحه 51 - 43 

6- به عنوان نمونه، پولس در رساله ی خویش به غلاطیان آنان را از پذیرش انجیلی که همخوان با تعالیم وی و همفکران او نیست نهی می‌کند و می گوید: "تعجب می‌کنم که بدین زودی از آن کس که شما را به فیض مسیح خوانده است، بر می‌گردید به سوی انجیلی دیگر، باز می‌گویم اگر کسی انجیل غیر از آن که پذیرفتید بیاورد، آناتیما [= ملعون ] باد." (غلاطیان،1: 6-9)

7- دایرة المعارف بزرگ اسلامی، جلد10، ذیل انجیل

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 18:46  توسط سید محمد سید بحری  |