|
«ایده
آل» امام رضا(علیه السلام) میفرمایند: "یک ساعت
فکر بهتر از عبادت یک سال
مىباشد." از آن حضرت سؤال شد که معنى این حدیث چیست؟ فرمود: "در
خانههاى خراب و منازل خالى عبور مىکنى و مىگویى ساکنان تو کجا هستند؟ چرا سخن
نمىگویید؟" سپس در ادامه فرمود: "عبادت، زیادى نماز و روزه نیست، بلکه
عبادت تفکر در امر خداوند مىباشد."(1) گاهی اوقات حتما شده با
خود گفته ایم: زندگی ایده آل و آن راه و مسیری که خدا از ما خواسته در آن حرکت کنیم،
کدام است؟ چگونه میتوانیم ایده آل زندگی کنیم؟ اصلا ایده آل ما چیست؟! هر اصلی که بتواند
جوابگوی تمام مسائل زندگی یک فرد یا اجتماع باشد و به عنوان هدف کلی قرار گیرد، آن
اصل ایده آل آن فرد یا اجتماع خواهد بود. مثلا کسانی ایده آل خود را اندوختن ثروت
قرار داده و همه چیز، وسایلی برای رسیدن به هدف آنان که ثروت است تلقی خواهد شد.
همچنین کسانی ایده آل خود را رسیدن به کمالات علمی قرار داده و تمامی شئون انسانی
و طبیعی را با عینک علمی مینگرند و مواردی از این دست. ولی آن چه عقل و تجربه ی
تمام تاریخ بشریت نشان داده، این است که هیچ ایده آلی نمیتواند یک فرد آگاه را
بدون اینکه از عهده ی تفسیر موقعیت آن فرد در جهان هستی برآید، اشباع نماید. اما
تفسیر جدی موقعیت یک فرد آگاه، بدون جوابگویی به سؤال معروف"از کجا آمده ام؟ برای
چه آمده ام؟ به کجا میروم؟" امکان پذیر
نخواهد بود. پاسخ به این سؤال رابطه
ی مستقیم با درجه ی رشد فکری و روحی ما انسانها دارد. هر مقدار که
رشد روحی و فکری آدمی بیشتر و عالی تر باشد، به همان مقدار توقف او درباره ی امور
زودگذر و محدود، امکان ناپذیر خواهد گشت. چون دائما یک احساس ابدیت و اتصال و بهره
برداری از ابدیت در روح عظیم آدمی میجوشد و فناپذیری و نسبی بودن اشیا نمیتواند او را به این
خواسته برساند. بنابراین انسان باید به یک موضوع بی نهایتاز حیث کمال دل ببندد.
اما این بینهایت چیست و چگونه شناخته میشود؟ هنگامی که عقل میکاود و بیشتر جستجو میکند، بی نهایت حقیقی را
تنها و تنها خدا مییابد و این همان مدعای ادیان الهی است. این جاست
که میفهمیم اگر بخواهیم
کارگاه هستی را بفهمیم و یا ایده آل در آن زندگی کنیم و بدون تحیر، آن را ترک کنیم،
باید برای خود در زندگی موضوع عشق به پروردگار و سرسپردگی به او را انتخاب کنیم و
الا، کار این جهان و زندگی دنیایی به پایان خواهد رسید و ما نخواهیم فهمید که از
کجا آمده ایم و ... از این رو آن ایده از
همه ی ایدهها منطقی تر است که بتواند جوانب مختلف زندگی ما را در بر بگیرد و یکی
از راهها برای شناخت آن، وجدان و تفکر بیداری است که همیشه
قاضی، ناظر و مجری آگاه در اختیار ماست. از همین منظر مولایمان
علی بن موسی الرضا (علیه السلام)با بیان ارزش والای تفکر و پندگیری از
روزگار،قصد برانگیختن وجدانهای خفته و زدودن زنگار غفلت از آن را دارند. تا
در نشانههای پروردگارو فرامینی که او برای سعادتشان صادر
کرده است، بیندیشند؛ باشد که آدمی، ایده آل خویش را بیابد ... (برگرفته از کتاب "وجدان" تألیف مرحوم علامه
محمد تقی جعفری با تلخیص و اضافات) سایت رشد، 11 ذیقعده،
سالروز میلاد حجت هشتم، عالم آل محمد
و نور هدایت امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) را به تمامی مسلمانان
جهان، خصوصا شما دوست گرامی تبریک میگوید. پاورقی ها: 1ـ
قال الإمام علی بن موسی الرضا(علیه السلام): "فکر ساعة خیر
من عبادة سنة" فسألته (علیه السلام) عن ذلک، فقال:
"تمر بالخربة و بالدیار القفار فتقول أین بانوک أین سکانک ما لک لا تتکلمین؟
لیست العبادة کثرة الصلاة و الصیام العبادة التفکر فی أمر الله جل و علا"
(فقه الرضا، صفحه 380) ,
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 12:34  توسط سید محمد سید بحری
|
«راز فضیلت ها » شناخت، پایه دین است و اظهار عقیده و انجام
کارهای نیک از روی شناخت،به عقیده و اعمال، ارزش چندان برابر میدهد. لذا امیرالمؤمنین(علیه السلام) بهکمیل فرمود: " هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو به شناخت
خیر و شر آن نیازمند هستی."(1) و در فرازی از زیارتنامه
حضرت معصومه(علیها
السلام) که
از امام رضا(علیه
السلام) نقل
شده، میخوانیم: "از خدا میخواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست
توانااست."(2) لذا نتیجه میشود که قبل از هر چیز باید اهل بیت(علیهم السلام) و شخصیت های بزرگی چون حضرتمعصومه(علیها السلام) را شناخت و درک پاداش و
درجات ارزش، وابسته به این شناخت میباشد. در این راستا، شاید این سؤال
مطرح گردد با این که حضرت معصومه(علیها السلام) چندین خواهر داشت، چرا برآنها برتری یافت؟ این سؤال در مورد حضرت زهرا(علیها السلام) نیز مطرح است. باید در
پاسخ گفت: این دوبانو، علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصه ها و میدان های ایمان و عمل، ممتازبودند و در این راستا
با انتخاب خویش، درجات عالی ارزش های والای انسانی را پیمودندو با عرفان و عمل خود
بود که آن گونه درخشیدند. از ویژگی های حضرت معصومه(علیها السلام) این بود که به علوم آل
محمد(علیهم السلام) آگاهی داشتو آن را
برای دیگران و آیندگان، نقل میکرد
و از راویان و محدثان به شمار میآمد. این موضوع تا بدان حد است که وجود شریفش، حجت و امین پدرش
امام کاظم(علیه
السلام) بود،
چنان که درفرازی از زیارتنامه غیر معروفه ایشان آمده است: "سلام بر تو ای فاطمه
دختر موسی بن جعفر(علیه السلام)، و حجت و امین او."(3) بنابراین حضرت معصومه(علیها السلام) حجت و امانت دار پدرش
امام کاظم(علیه
السلام) بود.
در نتیجه ایشان، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی گردید. علاوه بر این، حضرت معصومه(علیها السلام) در صحنه های علم،
عرفان، ایمان، سیاست و حمایت از مقام امامت،بسیار ممتاز بود. به عنوان نمونه اگر
چه ظاهرا ایشان با همراهان خویش به شوق دیدار برادرش حضرت رضا(علیه السلام) عازم خراسان گردید،
ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنی دار و عظیم آن بزرگوار برای حمایت از
ولایت امام علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) و تقویت
مسأله امامت
بود که در ظاهربه صورت سفر برای دیدار برادر عنوان میشد. از سوی دیگر، ایشان در اقامت
هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نیاز با خدا اشتغال داشت؛چنان که عبادتگاه
او که آن را "بیت النور" گویند،گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست. آری، علاوه بر شرافت خانوادگی،
این مقام علمی و عملی حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) است که سبب گردیده تا ایشان از نظر معنوی و
مقامات عالی ملکوتی، به راستی فرزند روح و جسمپیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وحضرت زهرا و خدیجه
کبری(علیهما السلام) و ائمه معصومین(علیهم السلام) باشد. بنابر این، آنچه انسان را
به مقامات ارجمند میرساند،
ایمان و عمل است،چنان که امام باقر(علیه السلام) فرمود: "سوگند به خدا،شیعه ما
نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند."(4) و نیز فرمود: "به ولایت و دوستی ما
جزاز راه انجام عمل نیک و پرهیزکاری نمیتوان رسید".(5) و معصومه (علیها السلام) چنین بود ... «برگرفته از "حضرت معصومه،
فاطمه دوم"، تألیف: حجة الإسلام محمدی
اشتهاردی» وبلاگ یا حسین کاشان فرارسیدن اول ذی قعده، سالروز میلاد شفیعه روز جزا و کریمه اهل بیت رسول خدا حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست عزیز
تبریک و تهنیت میگوید. با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد پاورقیها: 1- قال أمیرالمؤمنین(علیه السلام): "ما من حرکة إلا و
انت محتاج فیها إلی معرفة" (تحف العقول، صفحه 171) 2- "و أن لا یسلبنا معرفتکم
إنه ولی قدیر" (بحار الأنوار، جلد 99، صفحه 265) 3- " السلام علیک یا فاطمة
بنت موسی بن جعفر و حجتهو امینه" (انوارالمشعشین، جلد 1، صفحه 211) 4- قال الإمام محمد بن علی
الباقر(علیه
السلام):
"فو الله ما شیعتنا إلا من إتَقی الله و اطاعه" (اصول کافی، جلد 2، صفحه
74) 5- قال الإمام محمد بن علی
الباقر(علیه
السلام):
"لا تنال ولایتنا إلا بالعمل و الورع" (اصول کافی، جلد2، صفحه 75)
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 7:11  توسط سید محمد سید بحری
|
"مذهب جعفری "
در دوران امامت امام صادق(علیه السلام)، مدینه چهره دیگری یافته بود. قتل عام مردم این شهر توسط سربازان مسلم بن عُقبه در بازماندگان از کشتار حالتی شبیه به نومیدی پدید آورد، تا آنجا که سست اعتقادان برای زدودن این حالت خویش به خنیاگری روی آوردند و مدینه در سالهای 80-65 مرکزی برای صدور آوازخوانان شد. اما با گذشت زمان، آن حالت از میان رفت و دیگر بار مردم به مسائل مذهبی روی آوردند و محدثان و فقیهان روی کار آمدند. از سوی دیگر، ضعیف شدن و سپس در هم ریختن حکومت مروانیان، چنان که آزادیهای سیاسی را فراهم آورد و در گوشه و کنار مقدمات قیامهای دینی و دسته بندی علیه حاکمان آماده گردید، آزادی بحثهای علمی را در شاخه های گوناگون نیز موجب شد. لذا در روزگار امام باقر(علیه السلام)، اندکی گشایش پدید آمد و دوران امامت امام صادق(علیه السلام) (سالیان 148-114)،عصر انتشار فقه آل محمد(علیهم السلام) یا به تعبیر دیگر، روزگار تعلیم و تدریس فقه جعفری بود. این گشایشى که در آغاز دهه سوم سده دوم هجرى پدید آمد موجب شد مردم آزادانهتر به امام صادق (علیه السلام) روى آورند و گشودن مشکلات فقهى و غیر فقهى را از او بخواهند. لذا آنگونه که صاحب کتاب کشف الغمه مینویسد، متفکرین از هیچ یک از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به مقدار آنچه از امام صادق (علیه السلام) روایت دارند نقل نکردهاند، و هیچ یک از آنان شاگردانى به اندازه شاگردان او نداشتهاند و روایات هیچ یک از آنان برابر با روایتهاى رسیده از او نیست. اصحاب حدیث نام راویان از او را چهار هزار تن نوشتهاند. نشانه آشکار امامت او خردها را حیران میکند و اجازه هر نوع شبهه و طعنه را از مخالفان میگیرد.(1) بر همین اساس، مقام علمی آن حضرت حتی بر بزرگان اهل سنت نیز آشکار گردیده است. ابن حجر در باره حضرتش نوشته است: "مردم از علم او چندان نقل کردند که آوازه آن به همه شهرها رسید. افراد بزرگی چون یحیى بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثورى، ابو حنیفه، شعبه و ایوب سختیانى از او روایت کردهاند."(2) مالک بن انس،که یکى از چهار پیشواى مذهبهاى اهل سنت است،درباره امام صادق (علیه السلام)گفته است:"از فضل و علم و پارسایى از اوبرتر ندیده است."(3) ابو حنیفه،یکى دیگر از چهار پیشواى اهل سنت، هر چند خود را فقیهی بزرگ میدانست، اما امام صادق (علیه السلام)را حرمت میداشته است. لذا ذهبى از قول ابوحنیفه، آورده است: "فقیهتر از جعفر بن محمد ندیدم."(4) همچنین، ابن شهر آشوب از حسن بن زیاد روایت کرده که از ابو حنیفهپرسیدند: "فقیهترین کس که دیدهاى کیست؟" در جواب گفت: "جعفر بن محمد. چون منصور (خلیفه عباسی در آن زمان) او را خواست، پى من فرستاد و گفت: مردم فریفته جعفر بن محمد شدهاند. چند مسئله دشوار براى پرسش از او آماده کن. من چهل مسئله فراهم کردم. منصور، جعفر بن محمد را که در حیره به سر مىبرد به مجلس خود خواست. من نزد منصور رفتم و جعفر را دیدم بر دست راست او نشسته است. هیبت او بیش از منصور بر دلم راه یافت. منصور به من رخصت نشستن داد. سپس خلیفه عباسی گفت: "این ابوحنیفه است!"جعفر بن محمد پاسخ داد: "او را مىشناسم."سپس منصور به من گفت: "مسائلى را که در خاطر دارى، به ابو عبد الله (امام صادق (علیه السلام))بگو." من یک یک را مىگفتم و او پاسخ مىداد که شما چنین مىگویید، مردم مدینه چنین مىگویند و ما چنین مىگوییم. در مسایلى گفته شما را مىپذیریم و در مسائلى گفته آنان را، و گاه راى ما، مخالف شما و آنان است تا آنکه هر چهل مسئله را گفتم و او هیچ یک را بى پاسخ نگذاشت. سپس ابو حنیفه گفت: آیا داناترین مردم داناتر آنان به اختلاف (آراء) نیست؟" (5) در مجموع، آنکه در اخبار فقه شیعه تتبع کند خواهد دید روایتهاى رسیده از امام صادق (علیه السلام) در مسائل مختلف فقهى و کلامى مجموعهاى گسترده و متنوع است، و براى همین است که مذهب شیعه را مذهب جعفرى خواندهاند. (برگرفته از کتاب "زندگانی امام صادق (علیه السلام)"، اثر مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی (با اندکی تصرف))
سایت رشد، 25 شوال، سالروز شهادت گنجینه دار علوم الهی و رییس مذهب، امام جعفر بن محمد الصادق(علیه السلام) را به تمامی مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت عرض مینماید. با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد ---------------------------------------------------------------------------------------------------- پاورقی: 1- کشف الغمه، جلد 2، صفحه 166 2-الصواعق المحرقه، صفحه 201 3- مناقب ابن شهر آشوب، جلد 4، صفحه 275 4- تذکرة الحفاظ، جلد 1، صفحه 166 5- مناقب ابن شهر آشوب، جلد 4، صفحه 255 , ,
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 6:9  توسط سید محمد سید بحری
|
|
|