|
چرا مذهب شیعه ، جعفری نامیده شد ؟ نواب: ببخشید که من در بین فرمایشات شما سؤال می کنم؛ چون فراموش کارم، از دستم می رود. بفرمایید چرا مذهب تشیع با داشتن دوازده امام، جعفری نامیده شده است؟ واعظ: زیرا امام جعفر صادق علیه السلام به جهت جنگ های بنی امیه و بنی عباس نسبت به سایر ائمه علیهم السلام فرصت بیشتری برای بیان حقایق دین یافته و تقریباً تفسیر کاملی از دین و مکتب تشیع را بیان و تدریس کردند. تا جایی که اصحاب خاص ایشان موفق به نگارش چهارصد رساله شدند که به اصول اربع مأه مشهور است؛ حتی بزرگان علمای اهل سنت هم از شاگردان ایشان بودند. مانند: ابوحنیفه، مالک بن انس، یحیی بن سعید انصاری، ابن جریح، محمد بن اسحاق، یحیی بن سعید قطان، سفیان بن عیینه و سفیان ثوری. در حقیقت ظهور تشیع به وسیله امام صادق علیه السلام بود و الا بین ائمه معصومین علیهم اسلام تفاوتی نیست. با یان حال علمای متعصب شما مانند بخاری و مسلم حاضر نشدند روایات این امام را که استاد علمای اعلام خودتان بوده، نقل کنند ولی روایت های ابوهریره، عکرمه، خوارج، نواصب؛ مثل عمران بن حطان که مدح کننده عبدالرحمن بن ملجم مرادی قائل علی علیه السلام بوده است را نقل کنند. ( شبهای پیشاور)
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 12:41  توسط سید محمد سید بحری
|
«بازگشت
به بندگی» گاهی اوقات وقتی ما
انسان ها خوب به اعمال روزمره خود مینگریم، در مییابیم که برخی کارها
هستند که ناخودآگاه و یا به صورت ساده و روان آن ها را در مقاطعی خاص انجام میدهیم. اما گاهی دوست
داریم که آن ها را امتداد بخشیم و یا آن که اثرات آن ها را با خویش همیشه همراه کنیم. سرسپردگی
و اطاعت پروردگار مهربانمان یکی از این کارهاست که چه بسا در دوران زندگی ما، با
نوسانات مختلفی روبرو میشود. این سرسپردگی، در ماه رمضان رنگ و بویی دیگر دارد. اما تداوم
آن و گسترش آثار و برکاتش در تمامی طول مدت زندگی، شاید برای برخی از ما در حد یک
آرزو و یا رویایی دور از دسترس باشد. ولی واقعا چگونه میتوان این سرسپردگی و
پرستش را تداوم بخشید؟ اصولا کارهایی را که ما
انسان ها با تعقل و تفکر خویش، نظام منطقی و مفهوم واقعی آنان را جستجو میکنیم و آگاهانه آن ها
را انجام میدهیم، اعمالی پایدارتر و مداوم تر خواهند بود. لذا چه بسا اگر
مقداری حقیقت و مفهوم اصلی بندگی و پرستش را بیشتر بکاویم، بتوانیم کلید طلایی
تداوم این سرسپردگی را بیابیم. واقعا سرسپردگی و پرستش الهی یعنی چه؟! شناخت خدای یگانه به
عنوان کاملترین ذات با کاملترین صفات، منزه از هرگونه نقص و کاستی و شناخت رابطه
او با جهان که آفریننده و نگهدار است، عکس العملی در ما ایجاد میکند که از آن
به پرستش و بندگی تعبیر میشود.شناخت
خداوند به عنوان یگانه مبدأ هستی و یگانه صاحب همه چیز، ایجاب میکند که هیچ مخلوقی
را در مقام پرستش، شریک او نسازیم، لذاقرآن کریم تأکید و اصرار زیاد دارد بر این
که عبادت و پرستش باید مخصوص خدا باشد و هیچ گناهی مانند شرک به خدا نیست. اکنون ببینیم
پرستش یا عبادت که مخصوص خداست و انسان نباید این رابطه را جز با خداوند با هیچ
موجود دیگر برقرار کند، چیست و چگونه رابطهای است؟ بعضی از اعمال انسان،
خالی از منظور خاص است و به عنوان علامت یک چیز دیگر صورت نمیگیرد، بلکه صرفا به
خاطر اثر طبیعی خودش صورت میپذیرد. مثلا یک کشاورز از آن جهت یک سلسله کارهای
مربوط به کشاورزی را انجام میدهد که اثر طبیعی آن کارها را برداشت کند. بنابر این،
کشاورز کارهای کشاورزی را به عنوان سمبل و به عنوان ابراز یک سلسله مقصودها و
احساسها انجام نمیدهد.همچنین ما که از منزل به طرف دانشگاه حرکت میکنیم، از
حرکت خود جز رسیدن به دانشگاه نظری نداریم. نمیخواهیم با این کار خود، یک منظور
دیگر را ابراز کرده باشیم. ولی برخی از کارها را
به عنوان علامت یک سلسله مقصودها و ابراز نوعی احساسات انجام میدهیم، مانند
اینکه به علامت تصدیق سر خود را رو به پایین میآوریم و به علامت فروتنی، دم در مینشینیم
و به علامت تعظیم و تکریم شخصی دیگر، بر میخیزیم و ... بیشترین کارهای انسان
از نوع اول است و کمترین آن از نوع دوم، ولی به هر حال قسمتی از کارهای انسان از
این نوع است که او برای ابراز مقصودی خاص و نشان دادن احساسی درونی، کاری را
انجام میدهد. اکنون که این دو مقدمه
دانسته شد، میگوییم پرستش یک کار معنیدار است. آن چه انسان در
پرستش و بندگی ابراز میکند، ثنا و ستایش، تسبیح و تنزیه، سپاس و شکر و تسلیم و اطاعت محض
در برابر خداست و معنی آن این است که اودر هیچ یک از این ها شریک ندارد؛ جز او هیچ
ذاتی منزه از نقص نیست؛ جز او کسی منشأ اصلی نعمت ها که همه سپاس ها به او
برگردد، وجود ندارد؛ جز او هیچ موجودی استحقاق مطاع محض بودن و تسلیم محض در
برابر او شدن را ندارد. (جز کسانی که او گفته مطیع آن ها باشید.) این است عکس
العملی که شایسته یک بنده در مقابل خدای بزرگ است و جز در مورد خدای یگانه، در
مورد هیچ موجود دیگری نه صادق است نه جایز و این است معنی پرستش که با الگو گیری
از ائمه ی اطهار (علیهم السلام) میتوانیم آنرا به مرحله ظهور و بروز درآوریم. این معانی، حقایقی است
که عوض شدنی نیست و مفاهیمی است ثابت و برای همیشه و در تمامی طول زندگی. این هاست
که اگر درکشان کنیم به دنبال این یک ماه که به خاطر جو ویژه رحمت و مغفرت پروردگار
و در بند بودن شیاطین تلاش نمودیم که بیشتر سرسپرده آستان الهی باشیم، شاید بتوانیم
تا آثار پرستش را بیشتر و بیشتر در خویش حفظ کنیم و همیشه این حالت را در خویش
استمرار دهیم و نگذاریم غفلت، بندگی را از یادمان
ببرد. اکنون که به شکرانه ی این
یک ماه بندگی، جشن فطر و بازگشت به او برگزار کرده ایم؛ با
او عهد کنیم تا همیشه سر بر آستان بندگیش بسائیم ... (برگرفته از کتاب
"جهان بینی توحیدی"، تألیف استاد مرتضی
مطهری ((با تلخیص و اضافات)) وبلاگ یا حسین کاشان ، فرارسیدن عید سعید فطر عید بازگشت به سوی
معبود را به همه مسلمانان،
بخصوص شما دوست عزیز، تبریک و تهنیت میگوید.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 11:28  توسط سید محمد سید بحری
|
« او چگونه بود؟
» نمی توانیم بزرگی مصیبت شهادت امیرالمومنین
(علیه السلام) را به درستی درک کنیم؛ مگر آن که آن
حضرت را بهتر و بیشتر بشناسیم. این چنین است که میفهمیم اصلا مصیبت از دست دادن این چنین
بزرگمردی را نمیتوان درک کرد. حقیقتا سخن گفتن از امیر المؤمنین(علیه السلام) کاری دشوار است؛ چرا که در فضائلش آن
قدر گفتنی هست که نمیدانی کدام را بگویی! و عجب از کسی که
فضایلش را دوستان از ترس و دشمنان از روی کینه و حسد پنهان کردند و با این همه،
فضایلش عالم گیر شده است... آری فضایل چنین کسی پنهان کردنی نیست
و دشمن ترین دشمنان او هم به این امر معترف است. به عنوان نمونه، شیعیان و اهل سنت، هر
دو نقل کرده اند که ضِرار بن ضمرة کنانی بر معاویه وارد شد. معاویه به او گفت: علی
را برایم وصف نما. ضرار گفت: مرا از این کار معاف کن. معاویه در جواب گفت:معافت نمیکنم. ضرار گفت: "بنابراین چاره ای نیست؛
(پس او را برایت توصیف میکنم.)
او فراتر از حد درک مردم و بسیار پرتوان بود. کلامش صحیح و تعیین کننده بود
( حرف آخر را می زد) و به عدالت حکم مینمود؛
علم از جوانب او فوران میکرد
و حکمت از نواحی او آشکار بود. از دنیا و رونق آن بی زار و به شب و تاریکی آن
مأنوس؛ به خدا سوگند او بسیار اشک ریز و بسیار در تفکر بود، ... از لباس – از نظر
تعداد - به کم آن و – از نظر کیفیت– به ساده اش بسنده می کرد. - به جای غذای نرم و
لذیذ – غذای درشت و غلیظ و بدون خورش را اختیار می نمود. به خدا سوگند همانند یکی از ما بود؛
هنگامی که پیش او میرفتیم نزدیک ما میشد و هر زمان که از او درخواست میکردیم، جواب ما را میداد و با این که به ما نزدیک بود و
مقرب نزد ما بود، از هیبتی که داشت با او سخن نمیگفتیم. اگر تبسم مینمود، همچنین لؤلؤ به رشته کشیده شده
بود، اهل دین را تنظیم مینمود
و مساکین را دوست میداشت. افراد قوی در امر باطل خود به
او طمع نداشتند، و ضعیفان از عدل او مأیوس نبودند. خدا را شاهد میگیرم که در بعضی حالات، در حالی که شب
پرده های تاریکی خود را افکنده و ستارگان خود را غارت نموده بود، او را میدیدم که به سوی محراب خود میرفت؛ در حالی که محاسن خود را گرفته و
همچون مار گزیده به خود میپیچد
و همچون فردی حزین گریه مینمود؛
گویا الآن میشنوم که میگوید: یا ربنا، یا ربنا... او به سوی خدا تضرع مینمود، سپس به دنیا میگفت: به من طمع داری، به من مشتاق شده
ای؟ هرگز! هرگز! دیگری را مغرور کن و بفریب، هر آینه از تو سه مرتبه دور شدم. (تو
را سه طلاقه کردم) که عمر تو بس کوتاه و زمان درنگ تو بس اندک و ارزش و اهمیت تو
کم است، آه! آه! از کمی توشه و دوری مسافت و وحشت راه." پس اشکهای معاویه بر ریشش جاری شد و
نتوانست خود را نگهدارد؛ لذا با آستین خود آنها را خشک مینمود و این در هنگامی بود که مردم به
شدت گریه می کردند. سپس معاویه گفت: آری اینچنین بود ابو الحسن ...(1) (برگرفته از کتاب "اولین مظلوم روزگار"، تألیف: آیت الله وحید خراسانی – با
اندکی تصرف-) وبلاگ یا حسین کاشان فرارسیدن 21
ماه رمضان سالروز شهادت پیشوای پارسایان و شفیع
گنهکاران امام امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب(علیه السلام) را به تمامی مسلمین
جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت میگوید. با تشكر از پایگاه اسلامی شیعی رشد ... ... ... ... ...
... ... .. ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... .. پاورقیها: 1- این جریان در منابع
معتبر و متعدد شیعه و اهل سنت نقل شده است که به عنوان نمونه میتوان به موارد ذیل
اشاره نمود: منابع اهل سنت: تاریخ مدینة دمشق، جلد
24، صفحه 401- حلیة الاولیاء، جلد 1، صفحه 84- الاستیعاب ابن عبد البر، جلد 3،
صفحه 1108 و ... منابع شیعه: خصائص الائمة، صفحه
70- مناقب امیر المؤمنین، جلد 2، صفحه 52- شرح الاخبار، جلد 2، صفحه 391-
کنزالفوائد، صفحه 270- کشف الغمه، جلد 1، صفحه 76- العمدة صفحه 16 و ... , ,
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16:10  توسط سید محمد سید بحری
|
|
|