|
" سرنوشت یک امت " جمعیت در صحرای خارج مکه موج می زند و شهر مقدس مکه خالی می شود. ناگهان سروش غیبی بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرود می آید و آیه کریمه را - که حاوی فرمانی قاطع است- بر واپسین پیامبر آسمانی می خواند: " ای پیامبر! آنچه را که از طرف خدا بر تو نازل شده است به مردم ابلاغ کن. اگر این کار را نکنی، چنان است که اصلا رسالت را به مردم نرسانده باشی. (بیم نداشته باش) که خداوند تو را از شر مردم نگاه خواهد داشت... "(1) دقت در محتوای این آیه، این نکته را آشکار می کند که حقیقتی که اینک فرمان ابلاغ آن به پیامبر نازل می شود، پیشتر به آن حضرت عرضه شده بود؛ زیرا آیه می فرماید: "آنچه را که از طرف خدا بر تو نازل شده است....". پس چرا آن حضرت پیام دریافت شده را قبلا ابلاغ نفرموده بود؟ به یقین می دانیم که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در وظیفه خویش سهل انگاری و تسامح نمی نمود. پس تأخیر در ابلاغ، برای آن است که این پیام بسیار خطیر و مهم بوده است؛ آنچنان که از ذیل آیه که می فرماید: "خدا تو را از شر مردم نگاه می دارد."، این موضوع مشخص می شود. لذا آن حضرت مصلحت اندیشانه به دنبال فرصت و زمینه مناسبی بودند. اما اکنون با نزول این آیه، فرمان ابلاغ فوری به حضرتش رسیده است. اما مطلب به همین جا خلاصه نمی شود. این حقیقت به اندازه ای عظیم و پر ارزش است که اگر نادیده گرفته شود، گوئی اصل رسالت انجام نشده و یا تباه شده است. واقعا این حقیقت بزرگ، چیست؟ آیا می تواند این حقیقت عظیم یک یا چند حکم عملی باشد؟ اگر یک یا چند حکم عملی ابلاغ نشود، فقط جزئی از رسالت از بین می رود نه کل رسالت! پس باید آن چیز مربوط به حفظ رسالت و تداوم آن و نگهدارنده آن از انحراف و کجروی باشد. در آخر آیه، خداوند پیامبر خویش را وعده می دهد که او را از شر مردم و دشمنان حفظ کند.(2) واقعا مگر آنچه که باید ابلاغ شود چیست که این چنین خطر آفرین است؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آیه و سلم) در گذشته حکم زکات، حکم جهاد و تبری از خویشاوندان مشرک را ابلاغ فرمودند، ولی آن حضرت در هیچ یک از آن احکام دشوار، احتمال رویاروئی با خطر معارضه را ندادند. اکنون این چه حکمی است که پیامبر در ابلاغ آن منتظر فرصت مناسب است؟ باید سخن درباره موضوعی باشد که دشمنان به آن چشم طمع دوخته اند و با این ابلاغ، طمع کاران مأیوس شده و منافعشان به خطر می افتد. اگر خوب دقت کنیم، آیات قرآن کریم و صفحات تاریخ، پاسخ گوی ما خواهد بود. آنگونه که قرآن کریم بیان می کند، عده از منافقان و مشرکان با خود می گفتند که محمد پسری ندارد تا به جانشینی گذارد. لذا در انتظار از دنیا رفتن آن حضرت بودند(3) و به خود نوید می دادند که این دین با درگذشت آورنده اش از بین خواهد رفت. حتی عده ای از منافقین که در آرزوی آن بودند که روزی بتوانند به اصطلاح خود "حکومت" را به دست گیرند. لذا برای آنکه سریعتر بتوانند به هدفشان برسند، توطئه قتل پیامبر در "لیلة العقبه" را ساماندهی کردند؛ اما خداوند پیامبرش را حفظ نمود و توطئه واقع نشد.(4) لذا اگر خوب بیاندیشیم، این حقیقت بزرگ که ابلاغ آن خطر رویاروئی دشمنان را دارد، چیزی جز اعلام و معرفی جانشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) - که غدیر عهده دار آن است- نمی تواند باشد. تمامی جاه طلبان خود پرست، به احراز این مقام چشم طمع دوخته بودند. لذا اگر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین کسی را به حکم خداوند در این مقام منصوب کند، منافع و خواسته های کسانی که سودای تکیه زدن بر جای آن حضرت را در سر داشتند، به خطر می افتد. از سوی دیگر اگر این ولی شایسته تعیین نشود، یا پیامبر ابلاغ و اعلام نکند، اسلام بی مجری و نگهبان می ماند و از بین می رود. در نتیجه عدم ابلاغ خلیفه معین شده از جانب خدا به مردم، حکم عدم ابلاغ اصل رسالت را پیدا می کند؛ چرا که با چنین وضعیتی اسلام از بین رفتنی و ضایع شدنی خواهد بود. لذا به امر الهی ندای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در وادی غدیر خم و در جمع مسلمانان طنین انداز گشت که :
"هر که را من مولای او بوده ام، اینک این علی مولا خواهد بود. " (5)
(برگرفته از کتاب "اندیشه هائی استوار در شناخت باورهای اعتقادی"، تألیف مرحوم آیت الله سید محمد موسوی نوری)
سایت رشد فرارسیدن عید سعید غدیر سالروز ابلاغ فرمان الهی در خصوص وصایت امیرالمؤمنین، امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوید.
همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم، صفحه "مناسبت نامه" سایت، با ساختاری جدید بروز رسانی خواهد شد. طراحی جدید این صفحه، با هدف آسان سازی استفاده مخاطبین از آن و در راستای بروز رسانی قسمت های مختلف سایت انجام می پذیرد. اين طرح جديد، مقارن با شامگاه عید سعید غدیر بر روي سايت قرار مي گيرد. لذا شما دوست عزیز می توانید برای مشاهده ساختار جدید آرشيو مناسبت نامه هاي ارسال شده در گذشته، از شامگاه عید سعید غدیر با کلیک کردن بر روی این قسمت، اقدام نمائید. یکی از امکانات ویژه این صفحه، بخش "جستجو" در مطالب صفحه مناسبت نامه می باشد. انشاء الله به زودی بخش "جستجو" در سایر قسمتهای سایت نیز راه اندازی خواهد شد. همچنین به توفیق الهی و با دعای خیر شما دوست عزیز، در آینده ای نزدیک نیز، صفحه "تماس با ما" بروز رسانی خواهد شد. از این رو امیدواریم که نظرات و انتقادات سازنده خویش را از دوستانتان در سایت رشد دریغ ننمائید.
.......................................................................................................................................... پاورقی ها:
1- "یا ایها الرسول بلـّغ ما أنزل الیک من ربک و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس..." (سوره مائده، آیه 67) 2- جالب است که خداوند این خطر را نفی نمی کند؛ بلکه حفظ از این خطر را به پیامبر خویش وعده می دهد و در کنار آن، او را با نتیجه سوء ترک این ابلاغ - که هم پای تباه کردن رسالت است- آشنا می سازد. 3- جریان ترور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) توسط منافقین در لیلة العقبة و در مسیر بازگشت از جنگ تبوک، در منابع معتبر شیعه و سنی ذکر گردیده و مورد اتفاق مسلمانان است. به عنوان نمونه، برخی از معتبرترین منابع اهل تسنن که به این واقعه اشاره نموده اند، عبارتند از: مسند احمد، جلد 5، صفحه 453 - البدایة و النهایة ، جلد 5، صفحه 26- تفسیر ابن کثیر، جلد 2، صفحه 387- تفسیر در المنثور، جلد 3، صفحه 259- تفسیر قرطبی، جلد 8، صفحه 207 -سیره حلبیه، جلد 3، صفحه 162 و .... 4- قرآن کریم در آیه 30 سوره طور از این آرزوی کفار پرده بر می دارد و آنرا این گونه بیان می کند: " بلكه آنها مى گويند: "او "شاعرى "است "كه "ما "انتظار "مرگش "را "مى "كشيم!" 5- " " " " "فرازی "از "خطبه "غدیر. "(برای "آگاهی "بیشتر "در "خصوص "واقعه "غدیر "و "مدارک "آن "در "میان "کتب "معتبر "شیعه "و "اهل "تسنن، "می "توانید "به "مقاله ""غدیر "و "اهمیت "آن" "که "بر "روی "سایت "قرار "دارد، "مراجعه "نمائید.)
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 23:19  توسط سید محمد سید بحری
|
"موعودی از میان رهانندگان"
از دیرباز در میان یهودیان کسانی در این آرزو بودند که قوم بنی اسرائیل استقلال سیاسی خود را باز یابد. لذا تورات که مسیحیان آن را "عهد عتیق" می نامند، از تاریخ قوم یهود و انتظار دور و دراز آنان برای آمدن مسیح موعود حکایت می کند. این " رهاننده " که همه از دیر زمان در آرزوی آمدنش بودند، " مسیح " یا " مسیحا " نامیده می شد؛ یعنی " برگزیده ی خدا ". مسیح در زبان عبری "ماشیح" است و آن استعاره از پادشاه است. در قوم بنی اسرائیل، روغن مقدس همانند تاج بر سر نهادن و شمشیر بر کمر بستن، از تشریفات پادشاهی بود. لذا هنگامی که کسی را در بنی اسرائیل به سلطنت بر می گزیدند، کاهن او را به روغن مقدس مسح می کرد. از این رو در بنی اسرائیل هر پادشاه و بزرگی را مسیح می گفتند. سر انجام پس از سالها انتظار، خداوند مریم را بر جهانیان برگزید و فرزندی به نام عیسی (علیه السلام) به او عطا کرد، که به پیامبری برگزیده شد. عیسی (علیه السلام) با معجزاتش نشان داد که رسولی برای رستگاری بشر است. بر خلاف دیدی که یهودیان داشتند، بی شک مسیحیت یک دین است، چرا که داعیه دارد که آدمی را به خداوند پیوند می دهد. گفتنی است که همگی پیامبران، نبوت انبیای پیش از خود را تصدیق می کردند، لیکن پاره ای از آنها ناسخ دین پیامبر پیش از خود بوده اند. اما مسیح (علیه السلام) ناسخ تورات نبود، بلکه آن را قبول داشت و آن را تصدیق کرد. وی در حقیقت اصلاح کننده و تغییر دهنده ی برخی از احکام دین حضرت موسی (علیه السلام) بود. به عنوان مثال او برخی از چیزهای پاکیزه را که به مقتضای عصر حضرت موسی (علیه السلام) بر بنی اسرائیل حرام شده بود، برای آنان حلال کرد. بر این اساس است که مسیحیان منکر نبوت حضرت موسی (علیه السلام) نیستند و به کتاب مقدس یهود نیز احترام می گذارند. اما یهودیان درباره مسیحیت این گونه نمی اندیشند. زیرا در هنگام تولد مسیح، یهودیان تهمت های فراوانی به مریم وارد ساختتند. آنان بهتان ها و نسبت های ناروایی درباره ی او رواج دادند که گویی او زنی آلوده دامن است! اما در این راستا، نگاه مسیحیان به عیسی(علیه السلام)، نگاه خاصی است. شخص عیسی مسیح که بنیانگذار مسیحیت است، به انگار مسیحیان خدایی است که اراده کرده تا مانند یک انسان در روی زمین و در میان انسانها زندگی کند. (1) در این میان، قرآن کریم با دیدگاه متفاوتی به موضوع می نگرد. قرآن اتهام زشت یهودیان به حضرت مریم را " بهتانی عظیم " قلمداد می کند و سخت به نکوهش یهودیان می پردازد و می فرماید: "به سبب کفر ایشان و آن تهمت بزرگ که به مریم زدندند، آنان را به عقوبت گرفتار می کنیم." (2) اما واقعیت دیگری نیز در قرآن آمده است و آن، اشارتهایی است که نشان می دهد عیسی (علیه السلام) خود را بنده ی خداوند می دانست و بر نفی الوهیت خویش پای می فشرد و مردم را از پرستش خود باز می داشت و به عبادت خداوند ترغیب می کرد: - "گفت من بنده ی خداوند هستم" (3) - "در حقیقت خداوند پروردگار من و شماست، پس او را بپرستید." (4) - "به آنان چیزی جز آنچه به من فرمان داده ای نگفته ام که خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید و تا هنگامی که در میان آنان بودم بر آنان گواه بودم و چون روح مرا گرفتی تو خود نگهبان آنان بودی و تو بر همه چیز شاهدی." (5) از این آیات چنین بر می آید که چه بسا زمزمه الوهیت مسیح در زمان رسالت خود او نیز شنیده شده و عیسی (علیه السلام) خود به مقابله با آن پرداخته است. در راستای محتوای قرآن کریم، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نگاه اسلام را به دیدگاه مسیحیت و یهودیان، این گونه توصیف می کنند: "درباره ی مسیح (علیه السلام) دو گروه هلاک شدند: گروه اول یهود که او را دشمن گرفتند تا جایی که به او بهتان زدند و گروه دوم نصارا که آنقدر به او دوستی ورزیدند که او را خدا قرار دادند." (6) در پایان آنچه مهم است، این است که ما انسان ها برای رسیدن به جامعه ای مترقی و پیشرفته می بایست به حقوق هم احترام بگذاریم.(7) اما زندگی مسالمت آمیز بین پیروان ادیان الهی و حتی مکاتب مختلف بشری نباید مانع از بررسی عمیق و موشکافانه ی اعتقادات و افکار مختلف شود. لذاست که باید برای یافتن جواب پرسشهای خود، به مطالعه و تحقیق پیرامون این گونه باورها بپردازیم و یقینا یاری حقیقت جویان راستین، وعده قطعی خدا است.
" بر گرفته از کتاب "اسلام آیین برگزیده"، تالیف: علیرضا مسجد جامعی " سایت یا حسین کاشان، سالروز میلاد عبد برگزیده پروردگار و پیامبر بزرگ الهی، حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) را بر تمامی جهانیان و به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوید.
با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد
پاورقی ها: 1. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به اعتقاد نامه ی نیقیه نوشته شده در سال 325 میلادی 2. "و بکفرهم و قولهم على مریم بهتانا عظیما" (سوره نساء، آیه 156) 3. "قال إنىّ عبد الله آتانى الکتاب و جعلنى نبیا" (سوره مریم، آیه 30) 4. " إن الله هو ربى و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم" (سوره زخرف، آیه 64) 5. "ما قلت لهم إلا ما أمرتنى به أن اعبدوا الله ربى و ربکم و کنت علیهم شهیدًا ما دمت فیهم فلما توفیتنى کنت أنت الرّقیب علیهم و أنت على کل ّ شى ء شهید" (سوره مائده، آیه 117) 6. بحار الانوار، جلد 35، صفحه 322 7. البته برخی از ادیان در این زمینه خود پیش قدم می شوند و به خصوص در میان آنها اسلام و تشیع، شدیدا مدافع و حامی حقوق انسانها هستند و تعالیم خاصی را در این زمینه به پیروان خویش ارائه می دهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 13:13  توسط سید محمد سید بحری
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 19:26  توسط سید محمد سید بحری
|
"قربانی حقیقی" انسان موحدی که به حکم وقوف در عرفات و مشعر، به مقام معرفت الله و خداشناسی کامل رسیده و تمام تمایلات نفسانی و دنیایی در نظرش خاک و سنگ آمده و در دریای محبت پروردگار مستغرق شده است، طبیعی است که از گذشتن از هر چیزی که بر سر راه او قرار گرفته و مانع از نیل به معبودش گردد، دریغ و مضایقه نخواهد کرد. اگرچه آن مانع فرزند عزیزش و پیوند قلبی باشد، یا جان خودش و خواهش های درونیش. منتهی حضرت معبود محبوب، از باب ارفاق، به قربانی کردن یک حیوان از دارایی های انسان راضی شده و همان را به عنوان مظهر جانبازی و فداکاری در راه خود پذیرفته است. اما با این شرط که به راستی با کشتن این حیوان، تمام شهوات افراطی و تمایلات پست از قبیل حرص، بخل و طمع، حب ریاست و شهرت، دو بهم زنی و بدبینی و سایر رذایل نفسانی و خو های شیطانی، همه را زیر پا نهاده و ذبح نماید و با تصمیمی قاطع و عزمی راسخ بگوید: "به نام خدا، روی خود را بسوی خداوندی می گردانم که آسمانها و زمین را پدید آورده است" 1 و هنگام این عمل به یاد این آیه شریفه قرآن افتاده و از نظر بگذراند که خداوند می فرماید: "هرگز گوشت و خون قربانی ها به خدا نمی رسد. بلکه آنچه به خدا می رسد تقوای شماست." 2 یعنی دلهای با تقوی و غرق در محبت خداوند که با کشتن قربانی، گوشه ای از صفا و رمز عبودیت خود را نشان می دهند، به مقام قرب نایل شده و مشمول عنایات خدا می شوند. آری خدا طالب تقوای شماست، تقوی هم یعنی کشتن هوای نفس و ریختن افکار شیطانی از دامن دل. "و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد، قطعاً بهشت جایگاه اوست." 3 بهشت که همان مقام قرب خدا و جایگاه اهل تقوی است نصیب کسی می شود که از پروای خدا ترک هوا کند. آن حیوان مهیب و درنده خوی که در داخل وجود انسان مسکن گزیده و هر دم از جا می جنید و برای اشباع شهوات حیوانی خود دهان به هر سو می افکند و از هیچ گناه و جنایتی در راه رسیدن به اهداف خود فرو نمی گذارد، باید بر زمین خوابانده شود و کارد به گلویش کشیده شود. این حیوان خطرناک است که سر راه آدمی خوابیده و نمی گذارد انسان به خدا نزدیک شود و نایل به سعادت شود. کشتن و از بین بردن آن، قربانی حقیقی انسان و وسیله تقرب انسان در پیشگاه خداست. نه فقط کشتن گوسفند و ریختن خون آن حیوان بی زبان. هنگامی که انسان توانست در سایه تربیت دینی و کسب معارف الهی، آن صفات زشت و اخلاق ناپسند شیطانی را که همچون حجابی ضخیم و سدی عظیم، بین او و خدا قرار گرفته و راه سعادت را بر او بسته است، از سر راه خود بردارد و تیرگی های رذایل اخلاقی را از آیینه قلب بزداید، در این هنگام است که راه به سوی خدا باز می شود و قلب صاف و پاک آدمی برای توجه به خدا آماده می شود که بگوید: "به نام خدا، روی خود را بسوی خداوندی می گردانم که آسمانها و زمین را پدید آورده است." "برگرفته از کتاب حج برنامه تکامل، تألیف آیت الله ضیاء آبادی"
وبلاگ یا حسین کاشان فرا رسیدن، عید سعید قربان، عید طاعت و عید خلوص و گاه قدم گذاردن در مسیر قرب الهی، بر تمامی پیروان آیین ابراهیمی فرخنده باد.
با تشکر پایگاه اسلامی شیعی رشد
پاورقی ها: 1- دعای هنگام ذبح قربانی، نقل از امیر المؤمنین (علیه السلام) 2- سوره حج، آیه 37 3- سوره نازعات، آیه 40 و 41
+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 17:40  توسط سید محمد سید بحری
|
|
|