تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد

باسمه تعالی

"کلید بازگشت"

خداوندا! امروز، روز عید فطر است. روز بازگشت به سوی تو. در این ماه به من نعمت های فراوانی دادی. کمکم کردی تا بیشتر به تو نزدیکتر شوم. ولی چه کنم؟ روز های دیگر می آیند و این حالات از من دور می شوند. چشمانم! همان چشمانی که در شبهای قدر برای تو می گریستند، به خطا می روند. دست هایم، زبانم، همه وجودم، احساس می کنم که نزدیکی به تو را از دست می د هند. می دانم که این تغییرات به خاطر اعمال خود من است. شرمنده ام، ولی چه کنم؟

این حرف دل بسیاری از ما در روز عید فطر است. ولی به راستی چگونه می توانیم از این نزدیکی با خدا پاسداری کنیم؟

بازرگانان معمولا فعالیت های مالی خود را در دفتر روزانه و دفتر کل یادداشت می کنند و از این طریق به آسانی می فهمند که چقدر سود برده یا زیان کرده اند؛ چه میزان به اشخاص بدهکارند و چه مبلغی بابت مالیات باید پرداخت کنند؛ چه نوع کالایی وارد کرده و چه مقدار به فروش رسانیده اند و کالاهای موجود در انبارشان چه چیزهایی است؟ خلاصه تمام سرمایه آنان با یک نگاه معلوم می گردد و می دانند در آینده چه کارهایی باید انجام دهند.

ولی چرا ما روزانه اعمال صالح و در نقطه مقابل کارهای ناشایستی را که انجام می دهیم، پیش خودمان محاسبه نکنیم؟ نکند کار های ناپسند به ما ضرری نمی رساند و اعمال صالح نیز برایمان سودی ندارد که ما آنها را به حساب نمی آوریم؟ مگر اعمال نیک ما موجب نزدیکی به خدا و خشنودی او نمی شود و مگر گناهانمان، ما را از او دور نمی کند؟ مگر ما یقین نداریم که همه اعمال ما از ریز و درشت و زشت و زیبا در نزد خداوند متعال ثبت و ضبط می شود و همه آنها در روز جزا به نمایش در خواهند آمد؟ پس چرا لااقل زمانی در شبانه روز را به محاسبه اعمال خود اختصاص ندهیم و در پیشگاه خدای بزرگ از کارهای زشتمان پوزش نخواهیم و خود را برای فردایی بهتر و انجام کارهایی نیکوتر آماده نسازیم؟(1)

با این کار می توانیم درباره اعمال روزانه خود فکر کرده و آنها را جمع بندی  کنیم؛ تصمیم قاطعی برای ادامه اعمال صالحی که در روز گذشته انجام داده ایم، بگیریم و سعی  کنیم دیگر به سراغ اعمال ناپسند روز قبل نرویم؛ بلکه تلاش خود را بکار گیریم تا آنها را جبران کنیم.

ارزش محاسبه نفس تا حدی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیتشان به ابوذر می فرمایند:

 "ای ابوذر! از نفس خود حساب بکش پیش از اینکه از تو حساب کشیده شود. زیرا حسابرسی امروزت بسی آسانتر از حسابی است که فردا از تو خواهند کشید؛ و به نفس خود رسیدگی کن پیش از آنکه در ترازوی سنجش نهاده شوی و برای آن روز بزرگی که کردار ها نمایان می شود، خود را مهیا و آماده ساز؛ همان روزی که اعمال آشکار می گردد و هیچ چیز بر خداوند پوشیده نیست.

ای ابوذر! کسی از گروه پرهیزکاران شمرده نمی شود مگر اینکه از نفس خود حساب کشد، حسابرسی و دقّتی شدید، شدیدتر از حسابی که شریکی از شریک خود می کشد ..."(2)

آری، یکی از مهمترین کلید های بازگشت به سوی خدا و اسرار باقی ماندن در راه او، محاسبه نفس است، هرچند که این کار ممکن است بسیار آسان به نظر برسد، ولی اگر با برنامه ای منظم و ادامه دار، اعمال هر روز خود را در پایان همان روز محاسبه کنیم، فرصت کافی خواهیم داشت تا قبل از به پایان رسیدن فرصت ها، کار های خوب خود را ادامه داده و اعمال بدمان را جبران کنیم ...

"خداوندا، اینک با ماه رمضان وداع می کنیم، همانند وداع با عزیزی که فراقش بر ما دشوار است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت تنهایی می کند؛ عزیزی که او را بر ما پیمانی است که باید آنرا نگه داریم و حرمتی است که باید آنرا رعایت کنیم و (بر ما) حقی دارد که باید آنرا ادا نماییم. پس، اکنون می گوییم: بدرود ای بزرگ ترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا." (3)

 

وبلاگ یا حسین کاشان، فرارسیدن عید سعید فطر

عید رحمت و بازگشت به سوی خدا،

روز کرامت و شرافت صالحان،

را به همه مسلمانان، بخصوص شما دوست عزیز، تبریک و تهنیت می گوید.

 

تذکر مهم: دوست گرامی، مدتی است برخی از مشترکین که از سرویس Yahoo استفاده می کنند، مناسب نامه های ارسالی را در شاخه Bulk خود دریافت می کنند. لذا برای رفع این مشکل خواهشمندیم آدرس per_mail@roshd.org را به لیست آدرس های خود(Address Book)  اضافه نمایید.

 

با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:43  توسط سید محمد سید بحری  | 

"رمز دوستی و سرّ دشمنی"

 

کیمیاگران معتقد بودند که در عالم ماده ای وجود دارد به نام اکسیر که می تواند ماده ای را به ماده دیگری تبدیل کند. قرنها به دنبال آن گشتند اما نیافتند. در این میان، شعرای فارسی زبان، عشق را اکسیر نامیده اند و گفتند: اکسیر واقعی که نیروی تبدیل دارد، تنها عشق و محبت است که اگر عشق و محبت نباشد، دل، دل نیست، بلکه آب و گل است.

 

از بزرگترین امتیازات شیعه این است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است. از زمانی که این مکتب توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پایه گذاری شد، زمزمه محبت و دوستی در میان بوده است. از این رو، تشیع مذهب عشق و شیفتگی است.

 

در تاریخ اسلام از علاقه شدید و شیدایی مسلمانان نسبت به شخص پیامبر اکرم (صلی اله علیه و آله و سلم)، نمونه های برجسته و بی سابقه ای را مشاهده می کنیم. همچنین همواره گروهی را بر گرد علی (علیه السلام) می بینیم که شیفته و مجذوب او می باشند. علی (علیه السلام) همان کسی است که در عین اینکه بر افرادی حد الاهی جاری می ساخت، باز هم از او روی بر نمی تافتند و از محبتشان به او کاسته نمی شد؛ محبتی که سرچشمه ای جاودانه داشت...

 

علی(علیه السلام) همیشه شخصیتی دو نیرویی بوده است. او همیشه هم جاذبه داشته است و هم دافعه. در میان اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)، هیچ کس مانند علی(علیه السلام) دوستانی فداکار نداشت، همچنان که هیچ کس مانند او دشمنانی این چنین خطرناک نداشت. اما راز دافعه علی(علیه السلام) در چه مطلبی نهفته است؟

 

هر انسان هدفدار و مبارزی که در پی عملی ساختن هدفهای خویش است، طبعا دشمن ساز است و مخالف و ناراضی نیز دارد. چنین انسانی مصداق قول خداوند است که: "در راه خدا می کوشند و از سرزنش هیچ سرزنشگری نمی ترسند."(1)

 

یکی از مظاهر جامعیت علی(علیه السلام) این است که در مقام عمل، با فرقه های گوناگون و انحرافات مختلف رو به رو شده و با همه مبارزه کرده است. گاهی با دنیاپرستان تجمل گرا، گاهی با سیاست پیشگان صد رنگ و گاهی با مقدس نماهای جاهل و منحرف مبارزه کرده است. علی(علیه السلام) در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت و اگر کاری انجام می داد، فقط به خاطر خدا بود. طبیعتا این حالت دشمن ساز است و روحهای پر طمع و آرزو را به درد می آورد.

 

اما در این میان، جاذبه علی(علیه السلام) به گونه ای است که هم سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم در طول زمان گسترش یافته و هم تا اعماق و ژرفای باطنها پیش رفته است. لذا محبت علی (علیه السلام)، بر قلبها حکومت می کند و زمام احساسها را در دست گرفته است.

 

رمز و راز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است ولی روشن است که چیزی در محبوب هست که محب را به سوی خود می کشد. علی(علیه السلام) محبوب دلها و معشوق قلبها است. سؤال این است که فوق العادگی علی(علیه السلام) در چیست که عشقها را بر انگیخته و دلها را شیفته خود ساخته است؟

 

تاریخ بشر، قهرمانان بسیار سراغ دارد: قهرمانان سخن، قهرمانان علم و فلسفه، قهرمانان قدرت و سلطنت، قهرمانان میدان جنگ؛ ولی در طول زمان، بیشتر آنان در ذهن بشر کمرنگ و کمرنگتر شدند و برخی به کلی از یاد رفتند. اما علی(علیه السلام) نه تنها با کشته شدنش نمرد، بلکه زنده تر گردید. پس مسلما دوستی او از نوع قهرمان دوستی که در همه ملتها وجود دارد، نیست.

 

همین طور اشتباه است اگر بگوییم محبت علی(علیه السلام)، از راه فضیلتهای اخلاقی است. درست است که علی(علیه السلام) مظهر انسان کامل بود و آدمی، نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد؛ اما اگر علی(علیه السلام) همه این فضایل انسانی نظیر حکمت، علم، تواضع، ادب، عدالت، شجاعت، مروت و ...، همه و همه را می داشت،  اما رنگ الاهی نداشت، مسلما این قدر که امروز محبوب دلها است، محبوب نبود.

 

آری؛ علی(علیه السلام) از آن نظر محبوب است که با حق و حقیقت، پیوندی ناگسستنی دارد. دلهای ما به طور ناخود آگاه در اعماق خویش با حق پیوستگی دارد و چون علی(علیه السلام) را آیت بزرگ حق می یابیم، به او عشق می ورزیم. در حقیقت پشتوانه عشق علی(علیه السلام)، پیوند جانها با خدا است که برای همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانی است، مهر علی(علیه السلام) نیز جاودانه و همیشگی است...

 

"برگرفته از کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام نوشته ی شهید مرتضی مطهری"

 

21 رمضان

سالروز شهادت مظهر عدالت و اسوه ی شهامت،

پدر امت و مقتدای مؤمنین،

امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیهما السلام)

بر تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت

تسلیت باد.

  

تذکر مهم: دوست گرامی، مدتی است برخی از مشترکین که از سرویس Yahoo استفاده می کنند، مناسب نامه های ارسالی را در شاخه Bulk خود دریافت می کنند. لذا برای رفع این مشکل خواهشمندیم آدرس per_mail@roshd.org را به لیست آدرس های خود(Address Book)  اضافه نمایید.

  

پایگاه اسلامی شیعی رشد

..............................................................................................................................

پاورقی ها:

1.        ... یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائمٍ .... (سوره مائده، آیه 54).

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 13:6  توسط سید محمد سید بحری  | 

"رمز دوستی و سرّ دشمنی"

 

کیمیاگران معتقد بودند که در عالم ماده ای وجود دارد به نام اکسیر که می تواند ماده ای را به ماده دیگری تبدیل کند. قرنها به دنبال آن گشتند اما نیافتند. در این میان، شعرای فارسی زبان، عشق را اکسیر نامیده اند و گفتند: اکسیر واقعی که نیروی تبدیل دارد، تنها عشق و محبت است که اگر عشق و محبت نباشد، دل، دل نیست، بلکه آب و گل است.

 

از بزرگترین امتیازات شیعه این است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است. از زمانی که این مکتب توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پایه گذاری شد، زمزمه محبت و دوستی در میان بوده است. از این رو، تشیع مذهب عشق و شیفتگی است.

 

در تاریخ اسلام از علاقه شدید و شیدایی مسلمانان نسبت به شخص پیامبر اکرم (صلی اله علیه و آله و سلم)، نمونه های برجسته و بی سابقه ای را مشاهده می کنیم. همچنین همواره گروهی را بر گرد علی (علیه السلام) می بینیم که شیفته و مجذوب او می باشند. علی (علیه السلام) همان کسی است که در عین اینکه بر افرادی حد الاهی جاری می ساخت، باز هم از او روی بر نمی تافتند و از محبتشان به او کاسته نمی شد؛ محبتی که سرچشمه ای جاودانه داشت...

 

علی(علیه السلام) همیشه شخصیتی دو نیرویی بوده است. او همیشه هم جاذبه داشته است و هم دافعه. در میان اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)، هیچ کس مانند علی(علیه السلام) دوستانی فداکار نداشت، همچنان که هیچ کس مانند او دشمنانی این چنین خطرناک نداشت. اما راز دافعه علی(علیه السلام) در چه مطلبی نهفته است؟

 

هر انسان هدفدار و مبارزی که در پی عملی ساختن هدفهای خویش است، طبعا دشمن ساز است و مخالف و ناراضی نیز دارد. چنین انسانی مصداق قول خداوند است که: "در راه خدا می کوشند و از سرزنش هیچ سرزنشگری نمی ترسند."(1)

 

یکی از مظاهر جامعیت علی(علیه السلام) این است که در مقام عمل، با فرقه های گوناگون و انحرافات مختلف رو به رو شده و با همه مبارزه کرده است. گاهی با دنیاپرستان تجمل گرا، گاهی با سیاست پیشگان صد رنگ و گاهی با مقدس نماهای جاهل و منحرف مبارزه کرده است. علی(علیه السلام) در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت و اگر کاری انجام می داد، فقط به خاطر خدا بود. طبیعتا این حالت دشمن ساز است و روحهای پر طمع و آرزو را به درد می آورد.

 

اما در این میان، جاذبه علی(علیه السلام) به گونه ای است که هم سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم در طول زمان گسترش یافته و هم تا اعماق و ژرفای باطنها پیش رفته است. لذا محبت علی (علیه السلام)، بر قلبها حکومت می کند و زمام احساسها را در دست گرفته است.

 

رمز و راز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است ولی روشن است که چیزی در محبوب هست که محب را به سوی خود می کشد. علی(علیه السلام) محبوب دلها و معشوق قلبها است. سؤال این است که فوق العادگی علی(علیه السلام) در چیست که عشقها را بر انگیخته و دلها را شیفته خود ساخته است؟

 

تاریخ بشر، قهرمانان بسیار سراغ دارد: قهرمانان سخن، قهرمانان علم و فلسفه، قهرمانان قدرت و سلطنت، قهرمانان میدان جنگ؛ ولی در طول زمان، بیشتر آنان در ذهن بشر کمرنگ و کمرنگتر شدند و برخی به کلی از یاد رفتند. اما علی(علیه السلام) نه تنها با کشته شدنش نمرد، بلکه زنده تر گردید. پس مسلما دوستی او از نوع قهرمان دوستی که در همه ملتها وجود دارد، نیست.

 

همین طور اشتباه است اگر بگوییم محبت علی(علیه السلام)، از راه فضیلتهای اخلاقی است. درست است که علی(علیه السلام) مظهر انسان کامل بود و آدمی، نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد؛ اما اگر علی(علیه السلام) همه این فضایل انسانی نظیر حکمت، علم، تواضع، ادب، عدالت، شجاعت، مروت و ...، همه و همه را می داشت،  اما رنگ الاهی نداشت، مسلما این قدر که امروز محبوب دلها است، محبوب نبود.

 

آری؛ علی(علیه السلام) از آن نظر محبوب است که با حق و حقیقت، پیوندی ناگسستنی دارد. دلهای ما به طور ناخود آگاه در اعماق خویش با حق پیوستگی دارد و چون علی(علیه السلام) را آیت بزرگ حق می یابیم، به او عشق می ورزیم. در حقیقت پشتوانه عشق علی(علیه السلام)، پیوند جانها با خدا است که برای همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانی است، مهر علی(علیه السلام) نیز جاودانه و همیشگی است...

 

"برگرفته از کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام نوشته ی شهید مرتضی مطهری"

 

21 رمضان

سالروز شهادت مظهر عدالت و اسوه ی شهامت،

پدر امت و مقتدای مؤمنین،

امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیهما السلام)

بر تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت

تسلیت باد.

  

تذکر مهم: دوست گرامی، مدتی است برخی از مشترکین که از سرویس Yahoo استفاده می کنند، مناسب نامه های ارسالی را در شاخه Bulk خود دریافت می کنند. لذا برای رفع این مشکل خواهشمندیم آدرس per_mail@roshd.org را به لیست آدرس های خود(Address Book)  اضافه نمایید.

  

پایگاه اسلامی شیعی رشد

..............................................................................................................................

پاورقی ها:

1.        ... یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائمٍ .... (سوره مائده، آیه 54).

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 13:4  توسط سید محمد سید بحری  | 

"شهبانوی قریش"

 

مکه، صدای همهمه ی کاروان را که به شهر نزدیک می شد، می شنید. مردم به پیشباز آمده بودند. صدای زنگ شتران با سرود و سروش پیشبازان در هم آمیخته بود و هیاهویی به پا کرده بود. کاروان به شهر رسید و آرام گرفت.

 

در همین حال که او در خانه خود چشم به راه کاروان دوخته، در درون خود غمی مبهم را احساس می کرد، خدمتکارش ( میسره ) را دید که با شور و شوق فراوان وارد شد، در کنارش نشست و گوش او را از موفقیت های کاروان و سرگذشت های شگفت آمیز امین مکه در طول راه پر کرد. خدمتکار او به گزارش کار کاروان و سود بازرگانی آن می پرداخت و او با شیفتگی تمام به شخصیت بزرگ وی و رفتار پسندیده اش که در پیر و جوان خوش گذران مکه مانندش را ندیده بود میاندیشید. این خود عاملی بود که خدیجه (علیها السلام) را واداشت تا پیشنهاد ازدواج با او را به عموی وی یعنی ابوطالب بدهد ...

 

در این بانو، افزون بر شرافت خانوادگی، خوشنامی و اخلاق و صفات پسندیده نیز فراهم بود. در بزرگی منزلت، به پایه ای بود که پیش از ازدواج با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، به طاهره و شهبانوی قریش نام گرفته بود و با همه اینها از ثروتمند ترین و شکوهمند ترین زنانی بود که عامل وراثت و تربیت، نهادش را به دینداری سرشته بود. البته خواست خدای سبحان بود که مقدمات این پیوند فرخنده را فراهم کرد؛ پیوندی که مکه هرگز به خود ندیده بود.

 

آری؛ این گونه بود که خدیجه (علیها السلام) پس از فداکاری ها و شکیبایی های بی دریغش و به سبب تحمل سختی ها و دشواری های روزگار، زبانزد مردم شد. اما پس از گذشت سالیانی طولانی از زندگی سرشار از محبت و فداکاری، سرانجام سال حزن و اندوه فرا رسید. متاسفانه سرنوشت چنین بود که در سال دهم بعثت، پس از آن که ابوطالب، نیرومند ترین و استوار ترین یار و پشتیبان اسلام، با مرگ خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را تنها گذاشت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خدیجه(علیها السلام) همسر فداکار خویش را هم از دست داد. آن حضرت، از یک طرف مکه را می دید که از وجود عموی فداکار و پاسدارش تهی است؛ و از سوی دیگر خانه ی خویش را می نگریست که از همسر مهربان و باوفایش خالی مانده است.

 

آری؛ خدیجه (علیها السلام) از این جهان رخت بربست؛ اما برای همیشه در چشم همسرش به عنوان یک بانوی نمونه باقی ماند و جای خالی او هیچ گاه برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پر نشد. حتی در ماجرای فتح مکه و هنگامی که بیش از ده سال پر حادثه از درگذشت خدیجه (علیها السلام) گذشته بود، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را می بینیم که چون وارد مکه میشود، جایی را نزدیک قبر خدیجه (علیها السلام) بر میگزیند و برای او در آنجا پرده سرایی می زنند تا از کنار قبر خدیجه (علیها السلام)، فتح مکه را رهبری کند.

 

آیا بانوی دیگری غیر از خدیجه (علیها السلام) را میشناسید که با عشقی آتشین و مهر و ایمانی استوار، بی آن که اندک تردیدی به دل راه دهد یا ذره ای از باورش به نسبت به بزرگداشت همیشگی خدا و پیغمبر بکاهد، دعوت دین را از غار حرا پذیرا شود؟ و آیا در اندازه و توان بانویی دیگر جز خدیجه (علیها السلام) هست که از این همه ثروت و نعمت و آسایش، با خشنودی خاطر بگذرد و در هنگامه های محنت زا در کنار همسر بایستد و شریک دشوارترین رنج ها و آزارهای وی باشد؟

 

آری؛ تنها خدیجه (علیها السلام) بود که خداوند او را مایه ی امید و آرامش و سلامت رسولش قرار داد. پس از خدیجه (علیها السلام)، صدها زن به حریم اسلام راه یافتند، اما او همچنان برتر از دیگر زنان صدر اسلام باقی ماند و خداوند وی را به خاطر تاثیر شگرفی که در بنیانگذاری اسلام داشت، برگزید تا نمونه ی کاملی از وفا و محبت و گذشت در راه خدا و پیامبرش باشد. او دارایی اش را به پای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ریخت و در مقابل، از او هدایتی دریافت کرد که از همه ی گنجینه های زمینی برتر بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز مهر و ارجی به خدیجه (علیها السلام) بخشید که این بانو را به اوج افتخار و کمال رسانید و منزلتی به او بخشید که دیگر هیچ زنی بدان پایه نخواهد رسید. او همواره در تاریخ اسلام همچون خورشیدی خواهد درخشید و تمامی مومنان و مسلمانان به وجود چنین مادری که ام المومنین است، افتخار خواهند کرد.

 

برگرفته از کتاب زندگینامه خدیجه کبری و فاطمه زهرا (علیهما السلام)، تألیف هاشم معروف الحسنی

 

سایت رشد، فرارسیدن 10 رمضان، سالروز وفات

مادر اهل ایمان و نخستین بانوی مسلمان

حضرت خدیجه کبری (علیها السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت میگوئیم.

 

با تشکر پایگاه اسلامی شیعی رشد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 17:46  توسط سید محمد سید بحری  |