|
«باب الحوائج» لقب باب الحوائج، یکی از القاب و صفات مشهور حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) در میان شیعیان است و می توان ادعا کرد این لقب برای آن بزرگوار، بی اساس نیست و آن حضرت برای حوائج مسلمانان و اهل ایمان، بابی از رحمت بی منتهای الهی جهت نجات از سختی های دنیا و آخرت می باشد. از طرف دیگر، هنگامی که به سراغ کلام اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با حضرت ابوالفضل (علیه السلام) می رویم، شدت علاقه آن ها به ایشان کاملا مشهود است. امیرالمومنین (علیه السلام) در روز ولادت ابوالفضل (علیه السلام) دست های او را می بوسد و گریه می کند.(1) آنگونه که روایات نقل می کنند، صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها) در فردای قیامت در جواب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که می پرسد: "فاطمه! امروز برای شفاعت امت چه آورده ای؟" عرض می کند: "ای پدر! برای شفاعت امت، دو دست بریده ی فرزندم عباس بس است"(2) و امام حسین (علیه السلام) نیز خطاب به برادر می فرماید: "جان من فدای تو باد."(3) هم چنین در این رابطه امام زین العابدین (علیه السلام) نیز می فرماید: خدا رحمت کند عباس را که زندگی برادرش (امام حسین(علیه السلام)) را بر زندگی خویش ترجیح داد و (در این راه) متحمل بلا شد و خود را فدای برادر نمود... برای عباس در نزد خداوند درجه ای است که همه ی شهدا در روز قیامت به آن غبطه می خورند.(4) اما به راستی چرا این گونه است و قمر بنی هاشم چگونه باب الحوائج گشته است؟ واقعا این علاقه ی وافر نسبت به یک فرد، آن هم از طرف بزرگترین اولیای الهی چگونه به دست آمده است؟ هنگامی که در فرازهای مختلف زندگی عباس (علیه السلام) دقت می کنیم، در می یابیم که آن حضرت مطیع همه جانبه اوامر الهی بود و قطعا مقام و منزلت رفیع آن حضرت نیز ریشه در همین اطاعت بدون حد و مرز ایشان از دین خدا دارد. این بنده ی صالح الهی در راه اطاعت از پروردگار خود تا آن جا پیش رفت که در روز عاشورا و در لحظات آخر زندگی خویش، هنگامی که دست راستش قطع گشته بود، می فرمود: به خدا قسم اگر دست راستم را قطع نمایید، من ابدا دست از حمایت دین خدا و حمایت از رسول و امام بر حق بر نمی دارم.(5) او در این راه به درجه ی رفیع شهادت رسید و از ارواح مطهره و مقربین درگاه الهی گشت. آری، یقینا چنین بنده صالحی محبوب خداوند و اولیاء الهی قرار می گیرد و حقیقتا شایسته است چنین کسی که در مقام رضا و تسلیم قدم بر می دارد، از مردم دستگیری کند و شفیع آن ها باشد و برای رفع حاجاتشان باب حوائج گردد. آری، عباس(علیه السلام)، آشکار کننده و جلوه ی صفت قاضی الحاجات پروردگار است.
(برگرفته از کتاب " خصائص العباسیه" نوشتهی آیت الله سید محمد ابراهیم کلباسی نجفی (با تلخیص)
4 شعبان سال روز ولادت عبد صالح و باب الحوائج حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) را به همه مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوییم. ......................................................................... پاورقی ها: 1-انوار نعمانی، جلد 1، صفحه 124 2ـ اسرار الشهادات، جلد2، صفحه 412 3-تاریخ طبری، جلد 4، صفحه 315 4ـ خصال شیخ صدوق، صفحه 68 5ـ مقتل ابو مخنف، صفحه 179
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 8:2  توسط سید محمد سید بحری
|
« به دنبال نشانه » شناسائی خلیفه خدا بر روی زمین و یاری جستن از او در فراز و نشیبهای مختلف زندگی، یکی از مهم ترین اصول فکری و عملی شیعه است. لذا در طول تاریخ همواره این دغدغه در ذهن شیعیان وجود داشته که چگونه و بر اساس چه نشانه ای می توانند امام خویش را در میان مردم تشخیص دهند و دل به او بسپارند. واقعا چگونه می توانیم امام خودمان را بشناسیم؟ این پرسشی است که ابابصیر (یکی از اصحاب مبرز اهل بیت(علیهم السلام))، از محضر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) پرسید و آن حضرت نیز از میان مجموعه نشانه ها، 4 نشانه مهم را برای او بازگو نمودند. " ابابصیر گوید که به حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) عرض کردم : فدایت شوم! به چه چیز امام شناخته می شود؟ فرمود: به چند چیز که نخستین آنها این است که از پدرش (امام پیش از خود) سخنی و اشاره ای درباره امامت او گذشته باشد تا همان حجت و دلیلی باشد، و (دوم) به اینکه از او پرسش شود و او پاسخ گوید و اگر پرسشی نشد، او خود آغاز سخن کند و (سوم) به اینکه از آینده خبر دهد و (چهارم اینکه) با مردم با هر زبانی (که دارند)، با همان زبان گفتگو کند . سپس فرمود: ای ابا محمد! تا برنخاسته ای، یک نشانه ی آنرا به تو نشان خواهم داد. ابوبصیر گوید: طولی نکشید که مردی از اهل خراسان وارد شد و به زبان عربی با آن حضرت سخن گفت، اما موسی بن جعفر(علیه السلام) به فارسی پاسخ او را داد. مرد خراسانی عرض کرد: به خدا اینکه من با شما به زبان فارسی گفتگو نکردم، برای این بود که گمان کردم شما فارسی را نیکو نمی دانی. امام هفتم در پاسخ او فرمود: سبحان الله! اگر من به خوبی نتوانم پاسخ تو را بدهم، علت شایستگی من برای منصب امامت در چیست؟ سپس فرمود: ای ابا محمد! همانا امام (کسی است که) زبان هر یک از مردم (زمین) و هم چنین زبان پرنده و هر جانداری را به خوبی بداند."(1) امام من کسی است که خداوند او را برگزیند و بواسطه اولیای خویش به من معرفی نماید. امام من کسی است که پاسخ هیچ پرسشی او درمانده نمی کند و حتی از پرسش ناگفته من نیز با خبر است. اهل هر کجا که باشم و به هر زبانی که سخن بگویم، امام من حرف دلم را می شنود و از آن آگاه است. پس چرا به سراغ او نروم و با نور هدایتش راه زندگی ام را نیابم؟
سایت رشد فررسیدن 25 رجب سالروز شهادت اسوه صبر و پایداری و هفتمین حجت الهی امام موسی بن جعفر(علیه السلام) را به تمامی مسلمانان به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می گوید.
........................................................................................................................ پاورقی: 1- الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تألیف شیخ مفید، جلد 2، صفحه 224
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 19:7  توسط سید محمد سید بحری
|
« امید » آدمی همیشه با امید به آیندهای بهتر زندگی می کند. این امید که روزی جهان شاهد هیچ ظلم و ستمی نباشد و همه جا را عدل و عدالت فرا گیرد، از دغدغههای اصیل ما انسان هاست. از این رو مسأله ی ظهور منجی در طول تاریخ دغدغه ی ذهنی انسانهای زیادی بوده است. وقتی به سیره ی ائمه ی طاهرین (علیهم السلام) نیز می نگریم، بارها و بارها با این موضوع مواجه میشویم. یاران و اصحاب آن بزرگواران در شرایط گوناگون با پرسش گری نسبت به مسأله منجی این دغدغه ی ذهنی خود را مطرح می کردند. ائمه (علیهم السلام) هم بنا به ظرفیت افراد این موضوع را شکافده و به بررسی آن می پرداختند و به توصیف شرایط ظهور و مشخصات دوران طلایی آن می پرداختند. نمونه ی زیر یکی از این پرسش گری ها در زمان امام جواد (علیه السلام) میباشد که حضرت به بررسی و پاسخ آن پرداختهاند: عبدالعظیم حسنی از شاگردان و یاران برجسته ی امام جواد (علیه السلام) خدمت آن حضرت رسید و عرضه داشت: آرزوی دیدار قائم آل محمد (عجل الله فرجه الشریف) را دارم. همان کسی که دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. امام جواد (علیه السلام) فرمود: ما امامان، همگی قائم به امر پروردگار و هدایت گر به دین حق هستیم؛ اما آن قائمی که خداوند زمین را توسط او از اهل کفر پاکیزه خواهد کرد و عدالت را در سطح گیتی میگستراند، آن کسی است که ولادتش مخفی است و از نظرها پنهان است. او همنام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میباشد. خداوند زمین را برایش آماده و هر مشکلی را برایش آسان خواهد کرد. از اطراف عالم به تعداد یاران جنگ بدر یعنی 313 نفر به او ملحق میشوند و این همان کلام خداست که میفرماید: "هر کجا باشید خدواند شما را جمع خواهد کرد و خداوند بر همه چیز قادر است. "(1) سپس امام جواد (علیه السلام) فرمود: هنگامی که این عده از اهل اخلاص تجمع کردند، خداوند فرمان ظهورش را صادر میکند... حال ما در زمانه ی غیبت امام دوازدهم (علیه السلام) به سر میبریم و منجی الهی، پرده نشین این دوران میباشد. اما شکی نیست که لحظه به لحظه به زمان فرج نزدیکتر میشویم. با توجه به این شرایط، دغدغه ی ذهنی ظهور منجی که در طول دورانها مطرح بوده است، چه میزان از فکر ما را به خود مشغول کرده است؟ واقعا چه مقدار از وقت زندگیمان را صرف تأمل در آن و آماده سازی خود و دیگران میکنیم؟ باشد که بیاندیشیم... (برگرفته از کتاب "سیرهی عملی اهل بیت (علیهم السلام)، جلد 11"، تألیف حجة السلام سید کاظم ارفع)
10 رجب سال روز ولادت نهمین حجت برگزیدهی خدا، جواد الائمه حضرت امام محمد تقی (عليه السلام) را به شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوییم. با تشکر از پايگاه اسلامی شيعی رشد .................................................. پاورقی: 1ـ "...أین ما تکونوا یأت بکم الله جمیعا إن الله علی کل شی قدیر" (سوره ی بقره، آیه ی 148)
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 7:19  توسط سید محمد سید بحری
|
|
|