تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد

باسمه تعالی

« فرصتي برای خودماني شدن... »

امشب، نخستين بار است که او را مىþبينی. به هزار ناز و کرشمه رو از اين و آن بر می گيرد؛ اما چهرهþاش به زيبايى مىþدرخشد. سر بر آسمان برداشتهþاى و چشم از او بر نمی داری. عاقبت هلال ماه را مىþنگرى و با خود زمزمه مىþکنى : "خدايا اين ماه را بر ما به امنيت و ايمان، سلامت و اسلام، عافيت و نيک بختی، پربرکت و نيکو بگردان".(1)

اولين روز رمضان بر تو مبارک باد. مىþدانى ميهمان چه کسى هستى؟ او که معبود جهانيان است و عفوکننده گنهکاران. از او درخواست þسلامت روزه و شب زندهþ داريت را بنما!  سهمت را از خير و برکت اين ماه افزونتر بخواه که او بخشنده þترين بخشندگان است.(2)

اينک ماه رمضان آمده است؛ ماه خدا. برای بر پا داشتن فرمان و دستور خدا برخيز؛ آن گونه که شايسته او است و سپاس گزارش باش. می دانم؛ ترديد لحظه ای تو را وا نمی گذارد. از نا فرمانی او می ترسی، از موجبات خشمش گريزانی و ...؛ و سخت دوستش داری که نهايت اشتياق مشتاقان است. پس فرصت را از دست مده که پروردگارت به احوال تو بيناترين بينايان است.

ماهها انتظار مىþکشيدى که باز بار ديگر ماه خدا فرا رسد و با حال طلب، دست نياز و خواهش به اين آستان و بارگاه برآورى. پس فرصت مناجات را از دست مده که او آرامش را در دل های مؤمنان فرو مي فرستد. طلب گشايش درهای بهشت را برای امشب و هميشه از او بنما! براى فرا رسيدن دوباره شبهاى قدر لحظه þشمارى مىþکردى. اينک فرصت مهيا است. از او که آگاه است به آن چه در درون توست و بی نياز از سؤال و تفسير است؛ بخواه تا حاجات و آرزوهای تو را برآورد. امسال، رمضان، باز همان حال و هواى معنوى را دارد. رحمت الهى هميشه جارى و سارى است ، اگر کوتاهى است، از ماست. پس بايد درنگ نکرد و شهد برکت اين ماه را سر کشيد.

اکنون که آمدهþاى و مهمان اين بزم حضورى، وقت تنگ و مجال گذرا را بايد مغتنم þشمرد... اينک مجال کوتاهی و وقت گذرانی نيست که به قول آن امام همام، امير کلام، امير المؤمنين (عليه السلام): "بی گمان فرصت ها همانند ابرهای زود گذر مي گذرند. پس هر گاه فرصتي در انجام کار های خير به دست آورديد، آن را غنيمت شمرده و از آن خوب بهره برداری کنيد".(3) اينک که درهاى آسمان به رويت گشوده شده، به سوی آغوش رحمت او پر بکش همچنان که خود فرمود: "بشتابيد به سوی مغفرت و آمرزش پروردگارتان"(4) و نيز مي فرمايد: "در کارهای نيک از يکديگر پيشی گيريد".(5)

خودمانى بودن با خدا هم موهبتى است! کسى نيست که بشنود، خودت هستى و خدايت. با خودت صميمى باش، يک þرو و خودمانى و بىþپرده. با او درد دل کن: "خدايا! ما را بر روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان يارى فرما. ما را يارى کن تا بتوانيم اعضاى بدن خود را از آلوده شدن به گناه و آنچه پسند تو نيست، باز داريم. خدايا! چنان کن که توفيق يابيم در ماه رمضان آنچه از جوارح و اعضاى ما سر مى زند، موجب رضاى تو باشد. به سخنانى گوش فرا ندهيم که سودى در بر ندارد و اوقات ما را به باطل مى گذراند و جز در کارهايى که ما را به پاداش تو نزديک مى کند، خود را به زحمت نيفکنيم".(6)

(بر گرفته از کتاب "سينای نياز" نوشته "حجة الاسلام جواد محدثي")

فرا رسيدن

ماه مبارک رمضان،

 ماه خدا، ماه رحمت و آمرزش و بهار قرآن

بر شما مبارک باد.

                                                                                                                      

                                                                                

.....................................

پاورقی ها:

1- فرازی از دعای چهل و سوم صحيفه سجاديه (با اندکی تغيير).

2- بخشی از دعای روزهای اول و سوم ماه مبارک رمضان.

3- مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 141. 

4- سوره آل عمران، آيه133.

5- سوره بقره، آيه 148.

6- فراز هايی از دعای چهل و چهارم صحيفه سجاديه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 7:37  توسط سید محمد سید بحری  | 

« خاطره های ماندنی »

علاقه و محبت خود را به او انكار نمی كرد و هیچكس برایش، جای او را نمی گرفت. صفحات تاریخ یكی پس از دیگری ورق میخورد، اما چند صفحه نخستین آن كه نام او را در كنار نام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده بود، برای او چیز دیگری بود. در آن زمان كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از اذیت مشركان، رنج می برد و از دشواریها رنج می كشید، كسی بود كه خاطر او را شیرین كام می كرد و از بار اندوه و غمهای او می كاست و موجب می شد كه غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او كسی نبود جز خدیجه كبری (علیها السلام)، همان زن با ایمان و همان بانوی گرانقدری كه یاور و شریك محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود...

تبسم خدیجه (علیها السلام)، كوله بار اندوه و دردها را از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سبك می كرد و محبت آشكار چهره اش، موجب می شد كه آن حضرت دردها و رنجهای خود را از یاد ببرد و قلب بزرگ و سرشار از عقیده و ایمان خدیجه(علیها السلام)، او را شادمان می نمود.

از اين رو، وجود خدیجه (علیها السلام)، عامل مهمی در زندگی رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بشمار میرفت و در حیات اسلام كه در آن موقع در آغاز رشد و نمو خویش بود، نقشی مهم داشت.

به عنوان نمونه، عظیم ترین خطری كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز رسالت خود با آن مواجه شد، محاصره اقتصادی مسلمانان بود. اما اموال خدیجه (علیها السلام)، كلید شكست این محاصره به حساب می آمد. او مواد مصرفی را به چندین برابر قیمت واقعیش برای غذای مسلمانان می خرید تا آنكه سرانجام سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهائی مسلمين، سپری شد و نقشه دشمنانه مشركان قریش با شكست و نا كامی مواجه گردید.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با خدیجه (عليها السلام) مدت 25 سال به بهترین نحو و در كمال توافق، زندگی نمود و حتی آن بانوی بزرگوار پس از وفاتش نیز در ذهن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) باقی بود.لذا اگر چه پیامبر پس از خدیجه كبری(علیها السلام)، با همسران دیگری نیز زندگی نمود، اما قلبش همیشه به خدیجه تعلق داشت. ولی مگر در او چه دیده بود؟ این به خاطر ایمانی است كه آن حضرت از خدیجه نسبت به پروردگار دیده بود و تصدیقی كه از او نسبت به فرستاده الهی مشاهده نموده بود.

از طرفی نیز خدیجه(عليها السلام) هر چه داشت، در راه اسلام بخشید ، اما در عین حال نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، نهایت اكرام و تعظیم و دوستی را داشت.

ابن حجر كه از علمای برجسته اهل تسنن است، می گوید: "از امتیازات خدیجه آن است كه او همیشه پیامبر را گرامی می داشت و سخن او را چه قبل از بعثت و چه پس از بعثت تصدیق می كرد."(1)

این محبت تا حدي نمود یافته است كه یكی از ادبای مسیحی عرب(2)، آنرا این چنین می ستاید:" خدیجه دوستی خود را به همسرش بخشید؛ در حالیكه احساس بخشش نمی كرد، بلكه احساس می كرد كه از او محبت و دوستی می گیرد و همه سعادت را از او كسب می كند. ثروتش را به او بخشید و حال آنكه احساس نمی كرد كه می بخشد، بلكه احساس او این بود كه از او هدایت را كه بر همه گنجهای روی زمین برتری دارد، كسب می كند..."(3)

لذا پیامبر نیز در مقابل این عواطف و احساسات، رفتار به مثل كرد و این محبت را گرانبها می داشت. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بهار عمر خویش را با خدیجه سپری نمود و چون از مرگ خدیجه مصیبت زده شد، فراقش برای او گران آمد و از فقدانش احساس تنهائی می نمود.  از این رو سال وفات خدیجه و عمویش ابوطالب (عليهما السلام) را سال اندوه يا عام الحزن می نامید.

ستایش پیامبر از خدیجه، سخنی طولانی است كه آنرا راویان حدیث و نویسندگان تاریخ، در آثار خویش بر شمرده اند. اما تنها به عنوان نمونه، عایشه كه خود از همسران پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از خدیجه (علیها السلام) می باشد، علاقه و محبت شدید آن حضرت نسبت به خدیجه كبری(عليها السلام) را این گونه توصیف می كند: " من خدیجه را هرگز ندیده بودم، اما آنچنان كه بر خدیجه حسد ورزیدم، بر هیچ یك از همسران پیامبر رشك نبردم، چرا كه پیامبر او را بسیار یاد می كرد(4).... او از خانه بیرون نمی آمد مگر آنكه خدیجه را یاد می كرد و او را به نیكی ستایش می نمود(5)... و از ستایش او و استغفار برای او دل تنگ و خسته نمی شد(6)... هرگاه رسول خدا گوسفندی را ذبح می كرد، می گفت آن را به دوستان خدیجه بفرستید. سر انجام روزی علت این كار را پرسیدم؛  فرمود: من دوست خدیجه را هم دوست دارم....(7) "

آیا واقعا بانوئی كه این چنین دوستی پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و گرامیداشت او را در حیات و ممات به خود اختصاص می دهد، شایستگی آنرا ندارد كه تاریخ او را جاودان نماید و آيا شايسته نيست تا پژوهشگران برای مطالعه سیره و فضائل او زانو بزنند تا از او عقیده راستین و ایمان استوار و نمونه های عالی را الهام بگیرند؟

 

( بر گرفته از كتاب"خدیجه (سلام الله علیها)"، تألیف "علی محمد علی الدخیّـل" )

 

سایت یا حسین کاشان ، 10 رمضان، سالروز وفات

مهربان یار و یاور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و نیكو مادر مؤمنان

حضرت خدیجه كبری(علیها السلام)

را به تمامی مسلمین تسلیت می گوید.

با تشکر از سایت رشد 

......................................

پاورقیها:

1-1-      الإصابة، جلد 4، صفحه 275

2-2-      سلیمان الكتانی

3-3-      فاطمة الزهرا، وتر فی قمد، صفحه 112

4-4-      مستدرك صحیحین، جلد 3، صفحه 186- أسد الغابة، جلد 5، صفحه 438

5-5-      الإستیعاب، جلد 2، صفحه 721- أسد الغابة، جلد 5، صفحه 539

6-6-      سیر أعلام النبلاء، جلد 2، صفحه 82

7-7-      الإصابة، جلد 4، صفحه 275

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 7:35  توسط سید محمد سید بحری  | 

در مقامی که کنی قصد گناه                              

                                  که کند کودکی از دور نگاه

شرم بادت زگنه درگذری                             

                                  پرده عفت خود را ندری

شرم بادت ز خداوند جهان                             

                                 که بود واقف اسرار نهان

زتو باشد لقبش گاه به گاه                           

                                 که کنی در نظرش قصد گناه

 

تا تشکر از دوست عزیزم حاج آقای صادقی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:58  توسط سید محمد سید بحری  | 
Jamasp
جستجو در وب جستجو در www.yahoseinkashan.blogfa.com
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 8:22  توسط سید محمد سید بحری  |