تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد
جلسه يا حسين کاشان فاطميه 1421

به صبح جمعه ها به بزم يا حسين

زنای دل زنيم تو را صدا حسين

به جمع عاشقان بيا صفا بده

برات کربلا به دست ما بده

اگر نشد نصيب طواف تربتت

ولی تو را قسم به جان مادرت

به وقت احتظار ما بيا حسين

حسين حسين حسين

زمرحمت بگير تو دست ما حسين

پرچم ما به نام حسين است

ما نوکر و ارباب ما حسين است

کجا ارباب ما فردا گزارد

غلام او در آتش پا گذارد

يا حسين يا حسين مولا حسين جان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:2  توسط سید محمد سید بحری  | 

                                                       بسم الله الرحمن الرحيم

روايت شده: يکي از ياران اميرالمومنين عليه السلام که او را همام مي گفتند و مردي عابد بود به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانکه گويي آنان را مي بينم براي من وصف کن. امام در پاسخ او درنگ کرد، سپس فرمود: اي همام، تقواي الهي پيشه کن و کار نيک انجام بده، زيرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نيک است. همام به اين مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پيامبر - که درود خدا بر او و آلش باد – درود فرستاد و سپس فرمود:

اما بعد، خداوند پاک و برتر مخلوقات را آفريد در حالي که از اطاعتشان بي نياز، و از گناهشان ايمن بود، زيرا عصيان عاصيان به او زيان نمي رساند، و طاعت مطيعان او را سود نمي دهد. پس روزي آنان را در ميانشان تقسيم کرد، و هر کس را در دنيا در جايي که سزاوار بود قرار داد. پرهيزکاران در اين دنيا اهل فضائل اند، گفتارشان صواب، پوشاکشان اقتصادي، و رفتارشان افتادگي است. از آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشيده، و گوشهاي خود را وقف دانش با منفعت نموده اند. آنان را در بلا و سختي و آسايش و راحت حالتي يکسان است، و اگر خداوند براي اقامتشان در دنيا زمان معيني را مقرر نکرده بود از شوق به ثواب و بيم از عذاب به اندازه چشم به هم زدني روحشان در بدنشان قرار نمي گرفت.

خداوند در باطنشان بزرگ، و غير او در ديدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که گويي او را ديده و در فضايش غرق در نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند که گويي آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهايشان محزون، همگان از آزارشان در امان، بدن هاشان لاغر، نيازهايشان سبک، و نفوسشان با عفت است. روزي چند را در راه حق صبر کردند که براي آنان راحتي جاويد به دنبال آورد، اين است تجارتي سودآور که خداوند براي آنان مهيا نمود.

دنيا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند، به اسارتشان کشيد و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد کردند.

به هنگام شب براي عبادت برپايند، در حالي که اجزاي قرآن شمرده و سنجيده تلاوت کنند، خود را به آيات قرآن اندوهگين ساخته، و داروي دردشان را از آن برگيرند. . چون به آيه اي بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع کنند، و روحشان از روي شوق به آن خيره گردد، و گمان برند که مورد بشارت در برابر آنهاست. و چون به آيه اي بگذرند که در آن بيم داده شده گوش دل به آن دهند، و گمان برند شيون و فرياد عذاب بيخ گوش آنان است.

قامت به رکوع خم کرده اند، به وقت سجده پيشاني و دست و زانو و انگشتان پا بر زمين مي گذارند، و از خداوند آزادي خود را از عذاب مي طلبند. اما به هنگام روز، بردباران و دانشمندان و نيکوکاران و پرهيزکارانند. بيم از حق جسمشان را چون تير تراشيده لاغر کرده، مردم آنان ر ا مي بينند به تصور اينکه بيمارند، ولي بيمار نيستند، و مي گويند ديوانه اند، در حالي که امري عظيم آنان را بدين حال درآورده.

به طاعت اندک خشنود نمي شوند، و طاعت زياد را زياد ندانند، بنابراين خود را به کوتاهي در بندگي متهم کنند، و از عبادت خود در وحشتند. هرگاه يکي از آنان را تمجيد کنند ار آن تمجيد بيم نموده و گويد: من از ديگران به خود آگاه ترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است؛ خداوندا، مرا به آنچه درباره ام گويند مگير، و از آنچه مي پندارند بهتر گردان، و زشتي هايي را که از من خبر ندارد بر من ببخش.

از نشانه هاي ديگرشان آن است که هر کدام را داراي نيرومندي در دين، دورانديشي با نرمي، ايمان همراه با يقين، حرص در دانش، علم با بردباري، ميانه روي در توانگري، فروتني در عبادت، آراستگي در تهيدستي، بردباري در سختي، جويايي در حلال، نشاط در هدايت، و دروي از طمع بيني. در عين به جا آوردن اعمال شايسته ترسان است. شب مي کند در انديشه شکر، و روز مي کند در انديشه ذکر. شب را به سر مي برد با خوف، و روز مي نمايد دلشاد: خوف از غفلتي که او را در آنچه بر او سنگين است از او پيروي نکند او نيز آنچه را که نفس به آن رغبت دارد به او نمي دهد.

روشني چشمش در آن چيزي است که جاويد است، و بي رغبتيش در آن است که فاني شدني است. بردباري را با دانش، و گفتار را با عمل آميخته مي کند. آرزويش کم و کوتاه، لغزشش اندک، دلش فروتن، نفسش قانع، خوراکش اندک، زندگيش آسان، دينش محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فروخورده است. خيرش را متوقع، و از شرش در امانند.

اگر در ميان غافلان باشد از ذاکرانش به حساب آرند، و اگر در ميان ذاکران باشد در شمار غافلانش نيارند. از آن که بر او ستم کرده بگذرد، به آن که او را محروم نموده عطا کند، و با کسي که با او قطع رحم نموده صله رحم نمايد. زبان دشنام ندارد، گفتارش نرم است، زشتيش پنهان، و خوبيش آشکار است، نيکي اش روي آورده، و شرش روي گردانده، در حوادث آرام، در ناخوشيها شکيبا، و در خوشيها شاکر است. بر دشمن ستم نمي کند، و به خاطر محبوبش مرتکب گناه نمي شود. پيش از حاضر کردن شاهد، خود اقرار به حق مي نمايد. امانت را تباه نمي کند، و آنچه را به يادش آرند به فراموشي نمي سپارد، احدي را با لقب زشت صدا نمي کند، به همسايه نمي زند، به بلاهايي که به سر مردم مي آيد شادي نمي نمايد، در باطل وارد نمي شود، و از حق خارج نمي گردد. اگر سکوت کند سکوتش غمگينش نکند، و اگر بخندد قهقهه نزند، چون به او ستم روا دارند صبر پيشه سازد تا خدا انتقامش را بگيرد.

از خود در رنج است، و مردم از او در راحتند. در امر آخرت خود را به زحمت اندازد، و مردم را از جانب خود قرين آسايش کند. دوريش از آن که دوري مي کند محض زهد و پاک ماندن، و نزديکي اش به آن که نزديک مي شود به خاطر نرمي و رحمت است، دوريش از راه تکبر و خودخواهي، و نزديکي اش از باب مکر و فريب نيست.

راوي گفت: چون سخن به اينجا رسيد همام فريادي برکشيد و جان داد. حضرت فرمود: به خدا قسم از چنين پيشامدي بر او مي ترسيدم. سپس ادامه داد: اندرزهاي رسا با اهلش اينگونه معامله مي کند! يکي از حاضران فضول به حضرت گفت: خودت چه حالي داري؟ فرمود: واي بر تو، هر اجلي را وقت معيني است که از آن نمي گذرد، و علتي است که از آن تجاوز نمي کند. بازايست و ديگر اينچنين مگوي که اين سخني بود که شيطان بر زبانت جاري ساخت.

 

مراسم

تاريخ

هيأت

دهه سوم ماه صفر 1426- اربعین حسینی (ظهر)

11/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- روز دوم (ظهر)

12/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- روز سوم (ظهر)

13/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- روز چهارم (ظهر)

14/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- روز پنجم (ظهر)

15/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- روز ششم (ظهر)

16/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- روز هفتم (ظهر)

17/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- شب شهادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) (ظهر)

18/1/84

رايت العباس عليه السلام

دهه سوم ماه صفر 1426- شب شهادت امام رضا (ع) (ظهر)

19/1/84

رايت العباس عليه السلام

گرامیداشت شهید جاویدالاثر ، مداح اهل بیت حاج نقی کریمی و فرزند شهیدش ابوالفضل کریمی (شب)

25/1/84

رايت العباس عليه السلام

جشن ولادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) (شب)

5/2/84

رايت العباس عليه السلام

ویژه برنامه شام وفات حضرت فاطمه معصومه (س) (شب)

29/2/84

رايت العباس عليه السلام

ميلاد حضرت زينب کبری سلام الله علیها (شب)

21/3/84

رايت العباس عليه السلام

فاطمیه 1426- روز اول (ظهر)

28/3/84

رايت العباس عليه السلام

فاطمیه 1426- روز دوم (ظهر)

29/3/84

رايت العباس عليه السلام

فاطمیه 1426- روز سوم (ظهر)

30/3/84

رايت العباس عليه السلام

فاطمیه 1426- روز چهارم (ظهر)

31/3/84

رايت العباس عليه السلام

فاطمیه 1426- روز پنجم (ظهر)

1/4/84

رايت العباس عليه السلام

وفات حضرت ام البنین (ع) (شب)

28/4/84

رايت العباس عليه السلام

ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا (س) (شب)

4/5/84

رايت العباس عليه السلام

ميلاد حضرت علی عليه السلام (شب)

27/5/84

رايت العباس عليه السلام

وفات حضرت زينب کبري سلام الله عليها (شب)

29/5/84

رايت العباس عليه السلام

شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) (شب)

8/6/84

رايت العباس عليه السلام

میلاد با سعادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و حضرت اباالفضل العباس (ع) و امام سجاد (ع) (شب)

17/6/84

رايت العباس عليه السلام

ولادت با سعادت حضرت علی اکبر (ع) (شب)

24/6/84

رايت العباس عليه السلام

ويژه برنامه شب میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله اعظم (عج) (شب)

28/6/84

رايت العباس عليه السلام

دعاي کميل- 14/7/1384 (شب)

14/7/84

رايت العباس عليه السلام

رمضان 1426- دعای کمیل 21/7/1384 (شب)

21/7/84

رايت العباس عليه السلام

جشن میلاد غریب بی قرینه شهر مدینه، حضرت امام حسن مجتبی (ع) (شب)

27/7/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب هفدهم ماه مبارک رمضان (شب)

28/7/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب هیجدهم ماه مبارک رمضان (شب)

29/7/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب نوزدهم ماه مبارک رمضان-ویژه برنامه شب قدر و ضربت خوردن حضرن امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) (شب)

30/7/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب بیستم ماه مبارک رمضان (شب)

1/8/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان مصادف با شب شهادت حضرت امیر المومنین علی (ع) و شب قدر (شب)

2/8/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان 1426 (شب)

3/8/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان مصادف با شب قدر (شب)

4/8/84

رايت العباس عليه السلام

مناجات شب بیست و چهارم ماه مبارک رمضان 1426 (شب)

5/8/84

رايت العباس عليه السلام

شهادت امام جعفر صادق (ع) (شب)

6/9/84

رايت العباس عليه السلام

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، امام علی ابن موسی الرضا (علیه آلاف التحیه و الثناء) (شب)

22/9/84

رايت العباس عليه السلام

دعای پر فیض عرفه حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) (ظهر)

20/10/84

رايت العباس عليه السلام

عید سعید غدیر خم (صبح)

29/10/84

رايت العباس عليه السلام

روز بیست و نهم ذی الحجه 1427- سیاه پوشان محرم الحرام (ظهر)

10/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز اول ماه محرم الحرام 1427 (ظهر)

11/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز دوم محرم الحرام 1427 (ظهر)

12/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز سوم محرم الحرام 1427 (ظهر)

13/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز چهارم محرم الحرام 1427 (ظهر)

14/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز پنجم محرم الحرام 1427 (ظهر)

15/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز ششم محرم الحرام 1427 (ظهر)

16/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز هفتم محرم الحرام 1427 (ظهر)

17/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز هشتم محرم الحرام 1427 (ظهر)

18/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز تاسوعای حسینی محرم الحرام 1427 (ظهر)

19/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز عاشورای حسینی محرم الحرام 1427 (ظهر)

20/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز یازدهم محرم الحرام 1427 (ظهر)

21/11/84

رايت العباس عليه السلام

روز دهم ماه صفر 1427 (ظهر)

20/12/84

رايت العباس عليه السلام

روز یازدهم صفر 1427 (ظهر)

21/12/84

رايت العباس عليه السلام

روز دوازدهم ماه صفر 1427 (ظهر)

22/12/84

رايت العباس عليه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 13:2  توسط سید محمد سید بحری  | 
1  محمد معين الدين بنگلادش 
2  آمنه حسنى تايلند 
3  افريزا صلاح الدين اندونزى 
4  محمد عبد الخالق ـ بخش اول مصر 
5  محمد عبد الخالق ـ بخش دوم مصر 
6  مريم حسينى آمريكا 
7  محمد طارق لزلو ويدر ـ بخش اول آلمان 
8  محمد طارق لزلو ويدر ـ بخش دوم آلمان 
9  محمد طارق لزلو ويدر ـ بخش سوم آلمان 
10  ابراهيم بوآبا كونگو 
11  خانم مارتا گلزار مكزيك 
12  خانم معصومه روسى روسيه 
13  دکتر هريش والدمن اطريش 
14  دکتر عصام العماد - بخش اول يمن 
15  دکتر عصام العماد - بخش دوم يمن 
16  دکتر عصام العماد - بخش سوم يمن 
17  محمد شمس العارف اندونزى 
18  دکتر احمد حنيف كانادا 
19  استاد على الشيخ - بخش اول عراق 
20  استاد على الشيخ - بخش دوم عراق 
 روبرتو رايكو ايتاليا 

با تشکر از سایت مرکز اطلاع رسانی مرکز آل البیت (ع)

 آفرین به این همه خلاقیت معنوی این هم نظر یکی از دل سوختگان  دلم نیومد شما نبینید

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به چشمان تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان وزمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته درآب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا وگل وسنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ندانم
سفر از پیش تو ؟هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پرزد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو صیادی ومن آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم وگفتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد وبگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگرازعاشق آزرده خبرهم
نکنی دیگر از آن کوچه گذرهم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

با تشکر از وبلاگ نردبان آسمان

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:51  توسط سید محمد سید بحری  | 
از امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف) توقيعات فراواني در زمينه‎هاي گوناگون صادر شده است كه در برخي از آنها مناظراتي با مخالفان از طريق نواب خاص انجام شده است و البته ايشان تأكيد مي‏‎كردند كه اين پاسخ‏‎ها را از امام زمان (عج) آموخته‎اند؛ ما در اينجا به يكي از مناظراتي كه توسط حسين بن روح يكي از نواب خاصّ حضرت بيان شده است اشاره مي‎كنيم:

«أبي جعفر محمد بن علي بن حسين بن بابويه قمي» نقل مي‎كند شخصي از أبي القاسم حسين بن روح نوبختي پرسيد:‌ «آيا حسين بن علي ­ـ عليه‎السلام ـ ولي خدا بود؟»

گفت: «آري.»

پرسيد: «آيا قاتل آن حضرت دشمن و عدوّ خدا بود؟»

گفت: «آري.»

پرسيد: «پس چرا خداوند دشمن خود را بر وليّ خود مسلط كرد؟»

حسين بن روح پاسخ داد: «بدان كه خداوند با بشر تكلّم نمي‎كند مگر با واسطه؛ حال اگر بخواهد فرستادگاني از غير جنس بشر بفرستد مردم از آنان اطاعت نمي‎كنند؛ پس ناگزير افرادي از جنس بشر را به رسالت بر مي‎انگيزد و براي اينكه بر مردم ثابت شود كه ايشان از جانب خدايند و در سخنان خود صادق‎اند، معجزاتي را برايشان قرار مي‎دهد بطوري كه مردم از انجام آن عاجزند؛ سپس چون مردم به رسالت اين افراد پي بردند، خداوند متعال بر اساس مصلحت و حكمت خود گاهي رسولان و انبياء خود را غالب مي‎كند و گاهي مقهور؛ زيرا اگر ايشان در تمام احوال غالب و پيروز باشند، مردم ايشان را خدا مي‎پندارند و از خداوند غافل مي‎شوند، به همين دليل خداوند متعال، احوال انبياء و اولياءش را مانند احوال ساير مردم قرار داده است و البته ايشان در حالت سختي و آزمايش‎هاي الهي صابر و شكيبا و در حالت پيروزي و عافيت شاكرند.»

فرداي آن روز، حسين بن روح، به يكي از شيعيان كه فكر مي‎كرد اين پاسخ‎ها تراوش فكري خود اوست اظهار داشت: «اگر از آسمان سقوط كنم و طعمة مرغان هوا گردم يا باد تندي مرا به محل دوري پرتاب كند، در نظرم بهتر از اين است كه در دين خدا رأي و نظرية شخصي خود را اظهار كنم. مطالبي كه ديروز شنيدي از حجت خدا (عج) شنيده شده است»[1]
[1] . احتجاج طبرسي ج 2، ص 472.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:44  توسط سید محمد سید بحری  | 

شادماني دل مؤمن

 

حضرت امام موسي كاظم(عليه السلام) در زمان خويش به صابر و امين لقب يافته بودند و به عبد صالح شناخته شده، به كاظم مشهور گرديدند. ايشان نسبت به تمام مسلمين نيكي و احسان مي فرمودند و هيچكس به قصد حاجتي خدمت امام(عليه السلام) نيامد، مگر اينكه حاجتش برآورده شد و از خدمت ايشان دلشاد بازگشت. از جمله كسانيكه از امام (عليه السلام) كمك خواست، شخصي از مردم ري است. اين فرد كه اموال زيادي داشته است مي گويد:

" من مشمول ماليتهاى خيلى سنگين شدم و اگر مى خواستم اين مالياتهايى را كه براى من ساخته بودند، بپردازم از زندگى ساقط مى شدم . اتفاقا پس از مدتي والى ري (فرماندار ري) از مقام خود عزل شد و والى ديگرى آمد و من هم از اينكه والي جديد بخواهد بر طبق آن دفاتر مالياتى گذشته، از من ماليات مطالبه كند، بسيار نگران بودم. بعضى از دوستانم به من گفتند كه: "والي جديد، باطنا شيعه است، تو هم كه شيعه هستى. پس مشكل خود را با او مطرح كن" اما من از آنجاييكه در مورد اين مسأله اطمينان نداشتم، جرأت نكردم تا نزد او بروم و به او بگويم كه شيعه هستم. (چراكه در آن عصر، شيعيان توسط حكومت بعضا کشته و يا زنداني مي شدند). گفتم بهتر اين است كه مدينه نزد امام صابر، امام موسى بن جعفر(عليه السلام) روم و از ايشان درخواست كمك نمايم . پس از اينكه خدمت امام(عليه السلام) رسيدم، ايشان نامه اى نوشتند كه درآن چنين آمده بود:

 

"به نام خداي بخشنده مهربان، بدان که پروردگار تبارك و تعالي در زیر عرشش سایه رحمتی دارد که هيچ كس از آن سايه برخوردار نمي شود، مگر آنكه به برادر مؤمنش نیکی و احسان کند يا او را از غم و اندوه برهاند یا اورا شادمان نمايد.

اینک آورنده نامه از بردران توست، والسلام."

آن مرد ادامه مي دهد: " نامه را با خودم مخفيانه به ري آوردم و متوجه شدم كه آنرا بايد به صورت محرمانه به دست فرماندار برسانم. پس يك شب به در خانه او رفتم و به دربان گفتم تا به اطلاع فرماندار برساند كه شخصى از طرف موسى بن جعفر(عليه السلام) آمده است و نامه اى براى او دارد . پس از مدتي خود فرماندار با پاي برهنه نزد من آمد از من احوالپرسي كرد و گفت: چه مى گوييد؟ گفتم من از طرف امام موسى بن جعفر(عليه السلام) آمده ام و نامه اى دارم . والي نامه را از من گرفت، آنرا شناخته و بوسيد. سپس با احترام جلوى من نشست و از من پرسيد كه گرفتاريت چيست؟ گفتم ماليات سنگينى براى من بسته اند كه اگر بپردازم از زندگى ساقط مى شوم. والي دستور داد همان شب دفاتر را آوردند و آنها را اصلاح كردند سپس گفت: اجازه مى دهيد من خدمت ديگرى هم به شما بكنم؟ گفتم بله . گفت من مى خواهم هر چه دارايي دارم , امشب با تو نصف كنم. آنچه پول نقد است با تو نصف مى كنم و آنچه هم كه جنس است قيمت مى كنم و نصفش را از من بپذير. پس از اين جريان آن مرد مي گويد كه از والي وداع كردم و در سفر ديگري كه به خدمت امام كاظم(عليه السلام) رسيدم، جريان را براي ايشان بازگو كردم. پس از بيان ماجرا، امام(عليه لسلام) تبسمى كردند. از ايشان پرسيدم كه مگر کارهای او شما را مسرور کرد؟

امام(عليه السلام) در پاسخ فرمودند: " آری، به خدا قسم کارهایش مرا شاد نمود. جدم امیرالمؤمنین عليه السلام)) را خوشحال کرد. سوگند به پروردگار که پیامبر(صلي الله عليه و آله) را شاد نمود، و همانا خداوند را نیز مسرور ساخت."

 

بحارالانوار، جلد 48، صفحه 174 – برگرفته از کتاب سیري در سيره ائمه اطهار  نوشته استاد شهيد مرتضي مطهري

 

وبلاگ یاحسین کاشان ، 7 صفر، سالروز ولادت هفتمین پیشوای شيعيان جهان، ‌اسوه صبر و شكيبايي، حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام)، را به تمامی مسلمین جهان و به خصوص شما دوست گرامی تبريك و تهنيت عرض می کند.

 

: پاورقي ها

1.1       "بسم الله الرحمن الرحیم ِاعلَم اِنَّ لِلّهِ تحت عرشه ظلاًّ. لا یَسکُنُهُ الا من اَسدی الی اخیه معروفاً اَو نَفَّسَ عنه کُربَةً اَو اَدخَلَ علی قلبِهِ سروراً و هذا اَخوکَ والسَّلام"

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:23  توسط سید محمد سید بحری  |