|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 20:54  توسط سید محمد سید بحری
|
« عشق يعني حسين . . . » . . . بنگر يقين حسين را ، كه حقيقت آن دوري قلب او از دنياست و اين صفت در او آشكار است هنگامي كه از مدينه بيرون آمد و به زمين كربلا رسيد ، براي برادرش محمد حنفيه و ساير خاندانش از بني هاشم ، نامه اي نوشت با اين مفهوم : " اين نوشته ايست از حسين بن علي به سوي برادرش محمد بن علي و كساني از بني هاشم كه نزد اويند ، اما بعد پس گويا دنيا هيچ نبوده و آخرت هميشه بوده است "(1) . آيا اين ، چيزي جز دل بريدن از دنيا و دل بستن به آخرت است ؟ لذا امام سجاد (عليه السلام) مي فرمايد كه هرچه كار بر حسين شديد تر مي شد ، رخساره اش مي درخشيد و اطمينانش بيشتر ميگشت ، تا اينكه بعضي از دشمنان به بعضي ديگر گفتند : " حسين را ببينيد كه چگونه از مرگ باك ندارد "(3) . . . ببين دعا وتلاوت قرآن حسين را ، چنانكه براي آن ، شب عاشورا از دشمن مهلت گرفت و در آن شب به خاطر تلاوت و مناجات و عبادتش ، 30 نفر از لشگر دشمن هدايت يافتند و به جانب آن حضرت شتافتند و فيض شهادت بردند . از آن هنگام كه حسين مقابل دشمنان ايستاد تا وقتي كه سر مباركش را بر نيزه كردند ، پيوسته به تلاوت قرآن و ذكر خدا مشغول بود ، حتي در آن هنگام كه كامش از شدت تشنگي خشكيده بود . اين حسين است كه صبح عاشورا اينگونه با خدايش مناجات مي كند : "خدايا ، تو در هر غم و اندوهي پناهگاه من و در هر پيشامد ناگواري مايه اميد من هستي . هر حادثه تلخي پيش آيد ، تو سلاح و پناه مني . چه اندوههاي كمر شكني بر من فرود آمده كه ( در آنها) دلها ناتوان و راه چاره مسدود مي شود و دوستان دوري مي جويند و دشمنان زبان به شماتت مي گشايند ، در چنين مواقعي شكايت به تو آوردم و تو اين غمها را بر طرف ساختي . . " (2) و نگاه كن صبر حسين را ، بر خاك گرم كربلا افتاده ، تمام اعضايش از صدمه تيره و نيزه و شمشير مجروح و پاره پاره ، سرش شكافته ، پيشانيش شكسته ، سينه اش از تير سوراخ سوراخ ، تيري زير گلويش را خسته ، تير ديگر پهلويش را شكافته ، زبانش از خشكي به كام چسبيده ، جگرش از تشنگي تفتيده ، لبهايش از عطش خشك شده ، قلبش از براي اصحاب كشته شده اش و خانواده بدون كس و ياورش به درد آمده ، دستش از ضربت دشمن قطع گشته ، نيزه به پهلويش جاي گرفته ، سر و رويش از خون گلگون شده ، صداي استغاثه خانواده و كودكانش از يكطرف و شماتت و ملامت دشمنان از طرف ديگر و كشته هاي اصحابش هم از سوئي ديگر ، با وجود همه اينها آهي نكشيد و قطره اشكي از روي مذلت نريخت و همي مي گفت : " صبرا علي قضائك ، لا معبود سواك ، يا غياث المستغيثين " ، "( اي پروردگار من ) ، بر قضاي تو شكيبايم ، معبودي جز تو نيست ، اي پناه پناه جويان " (4) . . . اينست كه در زيارت امام حسين ( عليه السلام) مي خوانيم : " به راستي كه فرشتگان آسمان از شكيبائي تو به شگفت آمدند "(5) سلام بر حسين مظلوم ، سلام بر حسين شهيد . . « برگرفته از كتاب " خصائص الحسينيه" ، تأليف مرحوم آيت الله شيخ جعفر شوشتري (ره) »
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 10:42  توسط سید محمد سید بحری
|
|
|