تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد

گزارش عملکرد دولت نهم ، جوابگويي به شبهات ، برنامه های آینده دولت احمدی نژاد

كارنامه دولت نهم

آمار عملكرد دولت

نيم‌نگاهی به کارنامه عملکرد دولت نهم

بررسي رويكرد دولت نهم در سياست خارجي

جوابگويي به برخي شبهات اساسي

گزارش عملكرد حوزه اقتصاد دولت نهم

گزارش عملكرد حوزه فرهنگ در دولت نهم

بازخواني انتقادات اقتصادي از عملكرد دولت نهم

پاسخ هاي آماري جالب داودي در جمع دانشجويان

مقايسه آماري عملكرد دولت نهم

سهام عدالت مزيت ها، ابهامات، اهداف و سوالهاي رايج

اهداف و اركان طرح سهام عدالت چيست؟

انتشار گزارش جمعيت ايثارگران درباره موسوي

آيا در دولت احمدی نژاد نرخ بيكاري افزايش یافته است ؟

نقدينگي، تورم، کسري بودجه در دولت نهم بروایت آمار

آيا موجودي حساب ذخيره ارزي در دولت نهم به صفر رسيد ؟

آيا دولت نهم از احكام قانون برنامه توسعه تخلف نموده است؟

اهمیت سهمیه بندی سوخت چه بود ؟

آيا سفرهای استانی بی فایده است و فقط بیت المال را هدر می دهد !

پول نفت را سر سفره مردم می آوریم!

ركورددار بالاترين متوسط تورم

شتاب نقدينگي در دولت نهم

آيا در دولت احمدي نژاد بانكهاي خصوصي ورشكسته شدند ؟

انتشار مجموعه پيامك هاي ارسال شده گروه اطلاع رساني نصر

در حاشيه اعلام موفقيت دولت نهم بر مبناي مقايسه ضريب جيني

آيا تورم و گرانی در دولت نهم نسبت به دولتهاي قبل بی سابقه بوده است؟

چرا سيب زميني رايگان توزيع ميكنند؟

چه اندازه دولت نهم در زمینه ی عدالت موفق بوده است ؟

آیا دولت در واردات افراط داشته است؟

کاهش رشد اقتصادی در دولت نهم ؟!!

اسراف در هزینه های دولت ؟!

مانور دادن روی سخنان مقام معظم رهبری برای حمایت از دولت کافی نیست ایشان از همه دولت ها حمایت کرده و خواهند کرد

جزئيات طرح احمدي نژاد براي مشارکت مردم در پروژه هاي نفت و گاز

كوچك سازي دولت

تصميمات كارشناسي

ايستادگي در برابر سكولاريسم

زن در دولت نهم

صنعت نفت و دولت نهم

اقتصاد ايران ، چالشها و طرح تحول

جراحي بزرگ و همه جانبه

بازگشت به روح انقلاب

بررسي رويكرد دولت نهم

بررسي عملكرد اقتصادي دولت نهم

دستاوردهاي دولت نهم در بخش كشاورزي

گزارش عملكرد فرهنگي دولت نهم

گداپروري يا اداي حق؟

تورم چيست و دولت نهم براي مهار آن چه كرد؟

رابطه پوپوليسم و دولت نهم

برابرى صادرات غيرنفتى دولت نهم با 4دولت قبل

رئیس جمهور در روستاها

بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از دولت نهم، بر اساس سیر تاریخی

مصوبات سفرهای استانی به کجا انجامید؟(دستاورد سفرها)

برداشت اول/ شماره پنجم/ پرونده سفر به سوی دولت اسلامی

آمایش سرزمینیِ اسلامی - ایرانی (استان قم)

آمايش سرزميني اسلامي ايراني در دستاوردهاي سفرهاي استاني دولت نهم

بیانات رهبر معظم انقلاب درباره سفرهای استانی

 

 

اندازه تصاویر A3 با فرمت JPG و 150 Dpi در اختیار شما قرار گرفته

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 20:45  توسط سید محمد سید بحری  | 
 «فدک؛ فریادی فراتر از میراث»
 
"کنون خلافت را همچون اشترى مهار کرده و جهاز بر نهاده، در اختیار گیر!اما روز حشر بی گمان فرا خواهد رسید. و بدان که دادگرترین حاکم، خداوند و دادخواهترین مدعّى، محمّد و بهترین میعادگاه قیامت است و در آن روز، تباهکاران به زیان در خواهند ماند."               
فرازی از خطبه ى فدکیه حضرت زهرا(علیها السلام)
آخرین روزهای زندگانی فاطمه زهرا (علیها السلام)، با غصب خلافت و تحریف پیام پیامبر پیوند می‌خورد. در روزهایی که حکومت، تلاش بر به انزوا کشیدن علی (علیه السلام) دارد، فدک اهمیتی دو چندان می‌یابد. فدک(1)، سرزمینى است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آنرا به فاطمه (علیها السلام) هدیه فرمود.لیکن پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، دستگاه خلافت آن را مصادره کرد. در مقابل، حضرت زهرا (علیها السلام)براى مطالبه حق خود اقدام نمود و ادعاى مالکیت آن را مطرح کرد؛ ولى حکومت، ادعاى آن حضرت را نپذیرفت.اما شاید هدف اصلی فاطمه (علیها السلام)و تلاش خستگی ناپذیر وی در آن ایام در پس پرده بحثها پنهان مانده باشد.قطعا بازگشت به سخنان فاطمه (علیها السلام) در آخرین روزهای حیات، روشنگر راز اعتراض اوست.
بررسی خطبه حضرتزهرا (علیها السلام)،که در مسجد نبوى، رویاروى خلیفه و در حضور جمعیت انبوهى از مهاجر و انصار ایراد شد، زوایای مهمی از این مطالبه را روشن می‌سازد. در این خطبه، که به "خطبه فدکیه" مشهور شد، بیشتر سخن، در مدح على(علیه السلام) و ستایش موضع گیرى هاى اسلامى و جاودانه ى او و اثبات حق اهل بیت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد؛ آن جا که مى گوید: "آنها وسیله ى رسیدن انسان‌ها به خداوند و خاصان و پاکان اویند و گواهان غیب الهى و میراث بران خلافت و حکومت پیامبرانند."
از سوی دیگر، این خطبه سرزنش و نکوهش مسلمانانی را که تعالیم پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)را به فراموشی سپرده اند، در بر دارد: "آنان به نگون بختى درافتاده اند و ناشایستى را به خطا و بى تدبیر برگزیده و به آئین گذشتگان خود، بازپس گشته اند و به قصد آب، به آبشخور دیگران دست یازیده اند و امر مهم خلافت را به نااهل آن سپرده و با این کارها، به فتنه ى عظیمى فروافتادند." سپس صدیقه طاهره (علیها السلام) به انگیزه هاى شومى که عده‌ای از مسلمانان را به ترک قرآن وامى دارد، توجّه مى دهد و بالاخره مخالفت آشکار آنان را نسبت به حکم و فرمان الهى در باب خلافت و امامت، بیان مى دارد.
همانگونه که به خوبی مشخص است، این جملات بیشتر از آنکه به مطالبه زمین فدک بپردازد، به نقد سیاست حاکم مربوط می‌شود. دغدغه اصلی فاطمه(علیها السلام) میراث نیست، بلکه جدایی اسلام از کفروایمان از نفاق است.هدف والاى فاطمه (علیها السلام)،که قدرت طلبان به خوبى آن را مى شناختند، اثبات میراث و مال پدرى نبود، بلکه وى همت در محو آثار انحراف پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بسته بود. اما رسیدن به این هدف، نه با ارائه مدارک در خصوص مالکیت فدک، بلکه به این وسیله ممکن بود که وى از گمراهى و خطاکارى مردم، شواهد زنده اى ارائه دهد و این دلایل را در پیشگاه تمامى امت اقامه نماید. نقش فاطمه (علیها السلام) این بود که اموالى را که حکومت از او گرفته بود، مطالبه کند و آن را مقدمه اى براى مناقشه در مساله اى اساسى، یعنى خلافت، قرار دهد.
 
از این روست که سالها بعد وقتی که هارون الرشید، خلیفه عباسی، از امام موسی بن جعفر (علیه السلام)میخواهد که آن حضرت مرزهای فدک را مشخص کند تا به ظاهر، فدک را به فرزندان حضرت زهرا (علیها السلام) باز گرداند، امام (علیه السلام)در بیان مرزهای چهار گانه فدک، مرزهای کل سرزمین اسلامی را معرفی می‌کند.(2) در حقیقت جواب امام هفتم (علیه السلام)پرده از چهره باطنی قیام حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، که همانا اعتراض بر غصب خلافت است، بر می‌دارد و بدین سان مرزهای سیاسی فدک از مرزهای طبیعی و جغرافیایی آن جدا می‌شود.
 
بنابر این، فدک سمبلى از معنایى عظیم است که هرگز در چهارچوب آن قطعه زمین تصاحب شده حجاز نمى گنجد. این موضوع مهم، معناى پنهان فدک است که نزاع مربوط به آن را، از قالب مخاصمه اى سطحى و محدود، به جانب قیامی وسیع و پردامنه سوق مى دهد. آری، منازعه ى فدک قیامى علیه اساس حکومت است و فریاد آسمان گیرى است که فاطمه (علیها السلام) خواست به وسیله ى آن سنگ کجى را که حکومت پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن بنا شد، در هم فروشکند.
(برگرفته از "فدک در تاریخ"، تألیف:"آیت الله شهید سید محمد باقر صدر"، ترجمه محمود عابدی، (با اندکی تصرف و اضافات))
وبلاگ یا حسین کاشان  3 جمادی الثانی، سالروز شهادت مظلومانه
بزرگ مدافع اسلام و آئین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)،
را بر تمام مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می‌گوید.
 
به همین مناسبت، سایت رشد چند فایل صوتی و پشت زمینه زیر را آماده نموده و تقدیم می نماید. در صورت تمایل می توانید با کلیلک بر روی عکس زیر، آنها دریافت نمائید.
تصویر پس زمینه به مناسب شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
 
 
 
 

پاورقی ها:
 
1)      فدک قریه اى در حجاز است که فاصله ى آن تا مدینه دو یا سه روز راه بود. این قریه از آغاز تاریخ خود، سرزمینى یهودى نشین بود که طایفه اى از یهود، در آن زندگى مى کردند. این وضع سالها ادامه داشت تا با قدرت یافتن اسلام، در سال هفتم هجرى، یهودیان به وسیله واگذاری نیمه فدک و به روایتى تمامى آن، با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مصالحه کردند. چون بر طبق قرآن کریم فدک به نیروى نظامى و قواى قهریه فتح نشده بود، به مالکیت خاص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درآمد. آن حضرت نیز، پس از مدتى بر طبق دستور خداوند آن را به فرزند عزیز خود، زهرا (علیها السلام)واگذار کرد. فدک تا روز رحلت نبى اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اختیار فاطمه (علیها السلام) بود. پس از درگذشت بنیانگذار اسلام، خلیفه ى اول- بنا به تعبیر صواعق المحرقه- آنرا از زهرا (علیها السلام) بازگرفت.
 
2)      بحار الانوار، جلد 48، صفحه 144، حدیث 20 (به نقل از کتاب مناقب)

 

,

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 7:12  توسط سید محمد سید بحری  | 

حماسه وجود اخلاقى حضرت زهرا (عليها السلام) در تاريخ

 

گاه اشخاص هيچ اثرى از خود نمىگذارند و بى نام و نشان مىميرند ، گاه هم در روزگار خود اثر مىگذارند و پس از مرگ فراموش مىشوند و گاه هم اشخاصى پيدا مىشوند كه در تمام روزگاران اثر گذارند . وجود تاريخِِي اين كسان به يكى از سه گونه است :

* وجود تاريخى مادى ـ عينى .

* وجود تاريخى فعلى ـ رفتارى .

* وجود تاريخى نظرى .

وجود تاريخى مادى به گونه هاى مختلف تحقق مىپذيرد مانند ادامه وجود با اعقاب و نوادگان و آرامگاه و آثار عينى ملموس همچون آثار هنرى كه از ميكل آنژ به جاى مانده كه يكى از اركان ماندگار و عظيم هنر غرب است .

وجود تاريخى فعلى ـ رفتارى ، به سنت ها و عادت ها و رفتارهاى متراكمى است كه شخص بنياد مىنهد و ترويج مىكند خواه مثبت باشد و خواه منفى . در ادبيات دينى ما به اين رفتارهاى متراكم ماندنى « سنت » اطلاق مىشود .

وجود تاريخى نظرى هم با وجود شخصيت والا و گرانمايه و معارف بلند انسانى و دينى كه توليد مىكند صورت مىبندد كه در ابديت زمان همه را از صاحب نظران گرفته تا افراد عادى به خود و به مواريث معارفى خود مشغول مىكند . حضرت مسيح از جهت وجودى و ارسطو از جهت علمى بدينگونه هستند .

خلاصه آنكه برخى افراد قابليت و استعداد بقا در تاريخ دارند يا در يكى از ابعاد سه گانه يا در تمام آن ابعاد . حضرت زهراى اطهر (عليها السلام) در هر سه بعد تبلور و تجسم تاريخى دارند :

درباره بعد فعلى ـ رفتارى وجود تاريخى حضرت زهرا (عليها السلام) ، به حق مى توان گفت كه آن حضرت از اين جنبه شگفتى ساز و دگرگون كننده است ! زن جوانى كه بيش از هجده بهار از عمر او نگذشته بود ، پايه گذار يك سنت ـ رفتار متراكم ـ و مبدل به يك الگوى تمام عيار مى گردد تا آنجا كه امام عصر ( عج ) درباره ايشان مى گويد:

وَفِى ابْنَةِ رَسُولِ اللّهِ (صلى الله عليه وآله) لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.

انسان شناسان را اصطلاحى است به عنوان « شخصيت اساسى » . بنابراين اصطلاح ، حضرت زهرا (عليها السلام) با تجريد از قيد و بندهاى فردى ، يك سرمشق مطلق مى شود و بدينگونه در جاودانه تاريخ ماندنى مى گردد كه چنين هم شد .

جامعه شناسان مى گويند سر منشأ اوضاع بحرانى نسل جوان در جهان سوم ، خلأ الگوى رفتارى است . در اين حيطه حضرت زهرا (س) می تواند منجی و مشکل گشا باشد، چراکه آن حضرت الگوی کامل و بی عیب و نقصی است که می تواند سرمشق جامعه باشد.

فاطمه عليهاالسلام مظهر عفاف و حجاب فاطمه عليهاالسلام بهترين مظهر عفت و پوشش ‍ زنان مسلمان است ؛ زيرا با توجه به اين كه فاطمه عليهاالسلام آن بانويى نبود كه كاملا با خارج از خانه قطع رابطه كرده باشد؛ چون تاريخ گواه است كه وى دعوت ديگر زنان را مى پذيرفته ، هم چنين جهت تهيه وسائل روزمره به ويژه در روزهايى كه حضرت على عليه السلام حضور نداشتند بيرون مى رفته ، مرتب به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و آمد مى كرده ، در جنگ احد، به همراه ديگر زنان به مداواى زخمهاى پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخته ، و در فتح مكه و حجة الوداع همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و پس از شهادت حمزه پيوسته به احد مى رفته ، و گاه برخى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را به همراه آن حضرت به حضور مى پذيرفته ، اما با اين حال باز هم بر مسئله عفاف و حجاب زن سخت تكيه مى كرده است .فاطمه عليهاالسلام در پى آن بود كه زن به كرامت انسانى اش پى ببرد، و خود را فداى اميال و هوسهاى ديگران نكند، فاطمه مى خواست كه دامان زن مسلمان و هر آزادانديش را از هر گونه فساد اخلاق و روابط نامشروع و ضد ارزشهاى دينى پاك نگه دارد.از حضرت على عليه السلام روايت شده كه فرمود: ما روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم ، فرمود به من خبر دهيد چه چيز براى زنان بهتر است ؟هيچكدام نتوانست جواب حضرت را بگويند و برخواسته پراكنده شدند.من به نزد فاطمه عليهاالسلام آمدم و سؤ ال را براى او نقل كردم و در ضمن گفتم كه هيچيك از ما جواب رسول خدا را نمى دانستيم ، حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود من جواب سؤ ال را مى دانم سپس فرمود: بهترين ویژگی براى زن اين است كه هيچ مردى او را نبيند و او هم هيچ مردى را نبيند.من به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برگشتم و گفتم يا رسول الله بهترين چيز براى زن اين است كه هيچ مردى او را نبيند و او هم هيچ مردى را نبيند.حضرت با تعجب فرمود: شما كه قبلا اين جا حاضر بوديد و چيزى نگفتيد، پس اين جواب را از كجا آوردى ؟!گفتم از فاطمه .پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن تعجب از دخترش فاطمه ، فرمود: براستى كه فاطمه پاره تن من است . نا گفته نماند كه اين حديث را هر يك به گونه اى معنى كرده اند كه برخى از آن ها چندان صحيح بنظر نمى رسد، مثلا برخى معتقدند كه مراد فاطمه عليهاالسلام اين است كه زن نگاه شهوت آلود به مرد نكند. و همچنين به زن چنين نگاهى نكند.در پاسخ بايد گفت : اين گونه نگاه كردن براى زن و مرد حرام است نه اين كه بهتر آن است كه چنين نگاهى نكند.و با اين بيان حديث را چه جور معنى كنيم ، آيا مقصود فاطمه اين است كه زن هرگز از خانه بيرون نرود، كه اين معنى هم صحيح نيست ، زيرا نه تنها اين امر امكان ندارد و عملى نيست ، بلكه با خطى مشى و سيره خود فاطمه مخالف است . زيرا عرض شد خود فاطمه عليهاالسلام رفت و آمد داشته .پس منظور حضرت از اين جمله چيست ؟بنظر مى رسد كه حضرت زهرا عليهاالسلام تكيه اش بر اين بوده كه زن تا مى تواند از حضور غير ضرورى خود بكاهد و در صورت حضور، از اختلاطهاى نامشروع و گفت و شنودهاى غير اخلاقى پرهيز كند.

برگرفته از سخنان استاد «حسین انصاریان»

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:44  توسط سید محمد سید بحری  | 

«شیعه یعنی ...»

همه ما کمابیش در زندگی روزمره یمان با افرادی مواجه شده ایم که خود را منتسب به اهل بیت (علیهم السلام) و از شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌دانند. حقیقت آنست که میدان برای ادعا وسیع است، اما به راستی ملاک تشخیص شیعه راستین از مدعیان دروغین چیست؟ این موضوع، حقیقت مهمی است که اهل بیت (علیهم السلام) بارها و بارها از آن سخن به میان آورده اند و خصوصیات و ویژگیهای شیعیان حقیقی را به ما آموخته اند.

به عنوان نمونه، امام حسن عسکرى (علیه السلام) در کلام خویش به یکی از خصوصیات مهم شیعیان اشاره نموده و می‌فرماید: "آشناترین مردم به حقوق برادرانش و کوشاترین ایشان به اداى آن حقوق، از بالاترین قدر و مرتبه نزد خداوند برخوردار است. هر که در دنیا براى برادران خود تواضع کند، او نزد خداوند از جمله صدیقان و از شیعیان على (علیه السلام) خواهد بود."

سپس امام عسکری (علیه السلام) به سیره امیر المؤمنین(علیه السلام) در این خصوص اشاره کرده و می‌فرماید: "روزى پدر و پسرى از یاران مؤمن أمیر المؤمنین (علیه السلام) نزد او آمدند. آن حضرت‏ در حضور آن دو برخاسته و ضمن احترام و اکرام از ایشان، آن دو را در صدر مجلس نشاند و خود کنار آن دو نشست. سپس فرمود تا غذا بیاورند.

 وقتی غذا خوردند، قنبر (خدمتگزار امام) یک طشت به همراه پارچى چوبى پر از آب و یک حوله‏ براى خشک کردن آورد تا میهمانان دستان خود را بشویند. هنگامی که قنبر خواست از آن پارچ آب بر روى دستان آن مرد بریزد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جا برخاسته و پارچ را گرفت تا خود بر دستان آن دوست آب بریزد. با دیدن این صحنه آن مرد خجالت زده گفت: اى أمیر المؤمنین، خدا مرا مى‏بیند و شما بر دستان من آب مى‏ریزید؟! حضرت فرمود: بنشین و دستانت را بشوى. زیرا خداوند عزوجل تو را مى‏بیند در حالى که برادرى به تو خدمت مى‏کند و خداوند به واسطه این خدمت؛ خادمان او را در بهشت مساوى با ده برابر عدد مردم دنیا و بر همان حساب در نفرات مناطق و ممالکى که در آنجاست قرار دهد.

پس آن مرد نشست و امیر المؤمنین علی (علیه السلام) بدو فرمود: تو را قسم می‌دهم و از تو مى‏خواهم دستان خود را همان گونه بشویى که انگار قنبر بر دستان تو آب مى‏ریزد! آن مرد نیز همان کار را انجام داد. پس از اتمام کار، آن حضرت پارچ را به محمد حنفیه (فرزند خویش) داده و فرمود: اى فرزندم، اگر فرزند این مرد به تنهایى نزد من بود، باز هم من روى دستش آب مى‏ریختم. ولى خداوند امتناع دارد از اینکه میان پسر و پدر - وقتى هر دو در یک مجلس بودند- مساوى رفتار شود. از این رو پدر بر روى دستان پدر آب مى‏ریزد و پسر برروی دستان پسر. پس محمد بن حنفیه بر دستان پسر آب ریخت."

سپس امام حسن عسکرى (علیه السلام) فرمود: "پس هر که در این خصلت (تواضع) از امیرالمؤمنین على (علیه السلام) تبعیت و پیروى نماید، او یک شیعه حقیقى است."

(برگرفته از کتاب "الإحتجاج على أهل اللجاج"(1)، تالیف:‏ احمد بن على طبرسى‏ (با اندکی تلخیص و تصرف))

 

وبلاگ یا حسین کاشان  فرارسیدن 8 ربیع الثانی سالروز میلاد فرخنده

وارث انبیاء و مقتدای مؤمنان

امام حسن بن علی العسکری (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد


پاورقی:

متن حدیث فوق، از ترجمه فارسی کتاب احتجاج توسط آقای بهراد جعفری، اقتباس گردیده است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 19:7  توسط سید محمد سید بحری  | 
« کلید رستگاری »
 
به گذشته پرمشقت خویش می‌اندیشید، به یادش می‌افتاد که چه روزهای تلخ و پر مرارتی را پشت سر گذاشته، روزهایی که حتی قادر نبود غذای روزانه زن و کودکان معصومش را فراهم نماید.با خود فکر می‌کرد که چگونه یک جمله کوتاه - فقط یک جمله - که در سه نوبت پرده گوشش را نواخت، به روحش نیرو داد و مسیر زندگانیش را عوض کرد، و او و خانواده اش را از فقر و نکبتی که گرفتار آن بودند نجات داد.
 
او یکی از صحابه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. فقر و تنگدستی بر او چیره شده بود. در یک روز که حس کرد دیگر کارد به استخوانش رسیده، با مشورت و پیشنهاد زنش تصمیم گرفت برود، و وضع خود را برای رسول اکرم شرح دهد، و از آن حضرت استمداد مالی کند.
 
با همین نیت رفت، ولی قبل از آنکه حاجت خود را بگوید این جمله از زبان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به گوشش خورد: "هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می‌کنیم، ولی اگر کسی بی‌نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی‌نیاز می‌کند". آن روز چیزی نگفت، و به خانه برگشت. باز با هیولای مهیب فقر که همچنان بر خانه‌اش سایه افکنده بود روبرو شد، ناچار روز دیگر به همان نیت به مجلس رسول اکرم حاضر شد، آن روز هم همان جمله را از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنید: "هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می‌کنیم، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد خداوند او را بی‌نیاز می‌کند". این دفعه نیز بدون اینکه حاجت خود را بگوید، به خانه برگشت. و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعیف و بیچاره و ناتوان می‌دید، برای سومین بار به همان نیت به مجلس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت، باز هم لبهای رسول اکرم به حرکت آمد، و با همان آهنگ - که به دل قوت و به روح اطمینان می‌بخشید - همان جمله را تکرار کرد.
 
این بار که آن جمله را شنید، اطمینان بیشتری در قلب خود احساس کرد.حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد با قدمهای مطمئن‌تری راه می‌رفت.با خود فکر می‌کرد که دیگر هرگز به دنبال کمک و مساعدت بندگان نخواهم رفت.به خدا تکیه می‌کنم و از نیرو و استعدادی که در وجود خودم به ودیعت گذاشته شده استفاده می‌کنم، و از او می‌خواهم که مرا در کاری که پیش می‌گیرم موفق گرداند و مرا بی‌نیاز سازد.با خودش فکر کرد که از من چه کاری ساخته است؟ به نظرش رسید فعلا این قدر از او ساخته هست که به صحرا برود و هیزمی جمع کند و بفروشد. تیشه‌ای قرض کرد و به صحرا رفت، هیزمی جمع کرد و فروخت. لذت دسترنج برایش شیرین بود. روزهای دیگر به این کار ادامه داد، تا تدریجا توانست از همین پول برای خود تیشه، مرکب سواری و سایر لوازم کار را بخرد.باز هم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و نیروی کار شد. روزی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او رسیدند و تبسم کنان فرمودند: "نگفتم، هرکس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می‌دهیم، ولی اگر بی‌نیازی بورزد خداوند او را بی‌نیاز می‌کند."
 
خداوند برای هر کدام از مخلوقاتش روزی‌ای قرار داده و هیچ کدام را به حال خود رها نکرده است. روزی هر کس در دنیا تنها بهره او از خوراک و پوشاک تنش نیست بلکه هر آنچه از توانمندی‌های جسمی و روحی، هوش و استعداد، پدر و مادر، مال و مکنت، زیبایی و سلامت و ... که به او داده شده است، روزی او حساب می‌شود. پس هر کس از نعمت‌هایی که خداوند نصیبش کرده به درستی استفاده کند و راضی و شاکر درگاهش باشد، به سوی رستگاری حرکت می‌کند. امام صادق (علیه السلام) نیز می‌فرمایند: "هر کس به روزی اندک خدا راضی گردد، خدا نیز به عمل اندک او راضی می‌شود."(1) چه رستگاری‌ای از این بالاتر که خداوند از کسی راضی باشد.
 
« برگرفته از کتاب داستان راستان، نوشته استاد شهید مرتضی مطهری (با اندکی تصرف) »
 
فرارسیدن 17 ربیع‌الاول، سالروز میلاد
بزرگ‌پیام‌آور رحمت و کرامت
حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)
و سلاله ارجمندش
امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)
بر همه مسلمانان جهان به خصوص شما دوست گرامی مبارک باد.
 
 

پاورقی‌ها:
1-      "من رضی من الله بالیسیر من المعاش، رضی الله منه بالیسیر من العمل" (اصول کافی، جلد 3، کتاب الایمان و الکفر، باب القناعة)

,

,
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 12:43  توسط سید محمد سید بحری  |